گرامر آلمانی به زبان ساده و روان فارسی
درسهای رایگان و کوتاه گرامر آلمانی به فارسی: حروف تعریف، ترتیب واژهها، فعلها و بیشتر. درس را بخوانید و بعد با تکرار فاصلهدار در Langrit تمرینش کنید.
- ضمیرهای شخصی و «شما»ی رسمی (Personalpronomen) A1 · ضمیر فاعلی چه کار میکند؟ ضمیر فاعلی جای کسی یا چیزی را میگیرد که کار را انجام میدهد. آلمانی برای مخاطب سه ص
- جنس اسم و حرف تعریف (der، die، das، ein، eine) A1 · سه جنس دستوری هر اسم آلمانی یک جنس دستوری دارد: مذکر، مؤنث یا خنثی. این جنس به خودِ واژه چسبیده است، نه به آن
- دو فعل sein و haben (بودن، داشتن) A1 · دو فعل کلیدی و بیقاعده sein (بودن) و haben (داشتن) پرکاربردترین فعلهای آلمانیاند. هر دو بیقاعدهاند، پس با
- زمان حال: فعلهای باقاعده (Präsens) A1 · ریشه بهعلاوهی شناسه مصدر را بگیر، en (یا n) را بردار تا ریشه به دست بیاید، بعد برای هر شخص یک شناسه اضافه کن
- زمان حال: تغییر مصوّت ریشه A1 · شناسهها هماناند، مصوّت عوض میشود گروهی از فعلهای پرکاربرد مصوّت ریشهشان را عوض میکنند، اما فقط در صورت d
- منفی کردن: nicht و kein A1 · دو راه برای «نه» آلمانی با kein یا nicht منفی میکند. انتخاب به این بستگی دارد که چه چیزی را منفی میکنی. kein
- پرسش با واژهی پرسشی و پرسش بله/خیر (W-Fragen، Ja/Nein-Fragen) A1 · دو نوع پرسش آلمانی پرسش را با جابهجا کردن فعل صرفشده میسازد. هیچ فعل کمکیِ پرسشی در کار نیست. نوع جای اول ج
- فعل در جای دوم (Verbzweitstellung) A1 · فعل همیشه در جای دوم در جملهی اصلیِ آلمانی، فعل صرفشده جزء دوم جمله است. جای اول میتواند فاعل باشد، اما می
- جمع اسمها (Plural) A1 · چند الگو، یک حرف تعریف فارسی برای جمع دو پسوند دارد که تقریباً همیشه کار میکنند: «ها» و «ان». آلمانی چند الگو
- حالت مفعولی (Akkusativ) A1 · فاعل و مفعول مستقیم آلمانی نقش اسم را با حرف تعریفش نشان میدهد. فاعل در حالت فاعلی (Nominativ) است و مفعول مس
- حرف تعریف ملکی (Possessivartikel) A1 · دو تصمیم در یک واژه حرف تعریف ملکی (mein، dein و بقیه) به دو پرسش جواب میدهد: ۱. مالک کیست؟ این ریشهی واژه ر
- عدد، تاریخ و ساعت (Zahlen، Datum، Uhrzeit) A1 · عددها عدد آلمانی عدد آلمانی ۱ eins ۱۳ dreizehn ۲ zwei ۱۶ sechzehn ۳ drei ۱۷ siebzehn ۶ sechs ۲۰ zwanzig ۷ sieb
- فعلهای وجهی (Modalverben) A1 · کار فعل وجهی چیست؟ فعل وجهی به فعل دیگری معنای توانایی، اجبار، اجازه یا خواست اضافه میکند. فعل وجهی در جای دو
- فعلهای جداشدنی (trennbare Verben) A1 · پیشوند بهعلاوهی فعل بسیاری از فعلهای آلمانی از یک پیشوند و یک فعل پایه ساخته شدهاند: auf بهعلاوهی stehen
- فعل امر (Imperativ) A1 · سه صورت برای «تو» و «شما» فارسی دو صورت امر دارد: «بیا» و «بیایید». آلمانی سه صورت دارد، چون سه جور مخاطب دارد
- حرف ربط همپایه (und، aber، oder، denn، sondern) A1 · جای صفر این پنج حرف ربط دو جملهی اصلی را به هم وصل میکنند و ترتیب واژهها را عوض نمیکنند. جایگاهشان «جای صف
- حالت برایی (Dativ) A2 · مفعول غیرمستقیم با فعلهایی مثل geben، schenken، zeigen، schicken و erklären معمولاً کسی هست که چیزی را دریافت
- حرف اضافه با حالت مفعولی یا برایی A2 · هر حرف اضافه حالتش را تعیین میکند در آلمانی، اسم یا ضمیری که بعد از حرف اضافه میآید در یک حالت مشخص است. برا
- حرف اضافههای دوحالته (Wechselpräpositionen) A2 · نُه حرف اضافه، دو حالت حرفهای اضافهی an، auf، hinter، in، neben، über، unter، vor، zwischen هم حالت مفعولی م
- ماضی نقلی (Perfekt) A2 · زمان گذشتهی گفتار در آلمانیِ گفتاری، Perfekt راه عادیِ حرف زدن دربارهی گذشته است، حتی با قید زمان گذشته: Ich
- گذشتهی ساده (Präteritum) در فعلهای پرکاربرد A2 · دو زمان گذشته با دو کاربرد آلمانی دو زمان گذشته دارد که معنایشان تقریباً یکی است. فرقشان بیشتر سبکی است: Perfe
- فعلهای انعکاسی (reflexive Verben) A2 · فعل انعکاسی چیست؟ فعل انعکاسی ضمیری دارد که به خودِ فاعل برمیگردد: Ich wasche mich. یعنی خودم را میشویم. بسی
- جملهوارهی پیرو (weil، dass، wenn، ob) A2 · فعل به آخر میرود جملهوارهی پیرو (Nebensatz) با یک حرف ربط وابستهساز شروع میشود و فعل صرفشده را به آخرِ خ
- شناسهی صفت (Adjektivendungen) A2 · فقط پیش از اسم صفت آلمانی فقط وقتی پیش از اسم بیاید شناسه میگیرد. بعد از sein، werden و bleiben بیشناسه میم
- صفت برتر و برترین (Komparativ und Superlativ) A2 · یک شناسه برای همهی صفتها آلمانی چیزی شبیه «بیشتر ...» ندارد. هر صفتی، کوتاه یا بلند، صفت برتر را با er و صفت
- حرف زدن دربارهی آینده (Futur I) B1 · زمان حال، آیندهی عادی برای برنامهها و قرارها، آلمانی زمان حال را با یک قید زمان به کار میبرد. این همان کاری
- مصدر با zu و ساخت um ... zu B1 · zu بهعلاوهی مصدر در آخر بسیاری از فعلها و عبارتها فعل دوم را به شکل zu و مصدر میگیرند، و این گروه در آخر
- جملهوارهی وصفی (Relativsätze) B1 · دو پرسش، یک ضمیر جملهوارهی وصفی اسمی را توصیف میکند. با یک ضمیر وصفی شروع میشود، با ویرگول جدا میشود و فع
- وجه شرطی Konjunktiv II: würde، hätte، wäre و آرزوها B1 · برای چه به کار میرود؟ Konjunktiv II هر چیزی را میپوشاند که واقعی نیست: خواهش مؤدبانه، آرزو، توصیه و شرطهای
- جملهی مجهول (Passiv) B1 · مجهول برای چیست؟ مجهول خودِ کار را جلو میآورد و کنندهی کار را کنار میگذارد. در تابلوها، مقررات، آگهیهای شغ
- حالت اضافی (Genitiv) B1 · چه چیزی مالِ چه کسی است حالت اضافی به پرسش wessen? یعنی «مالِ چه کسی» جواب میدهد و دو اسم را به هم وصل میکند
- فعلهای دارای حرف اضافهی ثابت (Verben mit Präposition) B2 · یک بسته: فعل، حرف اضافه، حالت بسیاری از فعلهای آلمانی به یک حرف اضافهی مشخص گره خوردهاند و آن حرف اضافه هم
- ترکیبهای da- و wo- (Präpositionaladverbien) B2 · اشیا da میگیرند، آدمها ضمیر بعد از فعلی که حرف اضافهی ثابت دارد، دربارهی یک شیء نمیشود گفت auf es یا über
- نقل قول غیرمستقیم (Konjunktiv I) B2 · نقل قول در گفتار روزمره در گفتوگو، آلمانی حرف دیگران را با وجه اخباری ساده نقل میکند، یا در جملهوارهی dass
هر درس یک آزمون تعاملی و تمرین تکرار فاصلهدار دارد.
شروع دورهٔ آزمایشی رایگان