Langrit شروع دورهٔ آزمایشی رایگان

← همهٔ درس‌های گرامر آلمانی

جمله‌واره‌ی وصفی (Relativsätze)

درس رایگان گرامر آلمانی به فارسی · B1

دو پرسش، یک ضمیر

جمله‌واره‌ی وصفی اسمی را توصیف می‌کند. با یک ضمیر وصفی شروع می‌شود، با ویرگول جدا می‌شود و فعل صرف‌شده را به آخر می‌برد. برای انتخاب ضمیر دو پرسش جدا بپرس:

۱. جنس و شمار از اسمِ جمله‌ی اصلی می‌آید.
۲. حالت از نقشی می‌آید که ضمیر داخل خودِ جمله‌واره دارد.

ضمیرهای وصفی

حالت مذکر مؤنث خنثی جمع
فاعلی der die das die
مفعولی den die das die
برایی dem der dem denen
اضافی dessen deren dessen deren

این‌ها همان حرف‌های تعریف معرفه‌اند، با دو استثنا: جمعِ برایی denen و صورت‌های اضافی.

یک اسم، چهار حالت

جمله چرا
Das ist der Mann, der neben mir wohnt. der داخل جمله‌واره فاعل است
Das ist der Mann, den ich gestern getroffen habe. مفعول مستقیم
Das ist der Mann, dem ich geholfen habe. helfen حالت برایی می‌گیرد
Das ist der Mann, dessen Auto hier steht. مالکیت
  • Die Kinder, denen wir geholfen haben, wohnen nebenan. — بچه‌هایی که به آن‌ها کمک کردیم خانه‌ی بغلی زندگی می‌کنند.

حرف اضافه جلو می‌آید

اگر فعلِ داخل جمله‌واره حرف اضافه بخواهد، حرف اضافه پیش از ضمیر وصفی می‌ایستد و حالتش را تعیین می‌کند.

  • Das ist die Kollegin, mit der ich arbeite. — این همکاری است که با او کار می‌کنم.
  • Der Kurs, für den ich mich angemeldet habe, beginnt im Mai. — کلاسی که برایش ثبت‌نام کرده‌ام ماه مه شروع می‌شود.

wo و was

wo جای مکان می‌نشیند: die Stadt, wo ich geboren bin.

was بعد از alles، etwas، nichts، vieles، das و برای اشاره به کل یک جمله می‌آید:

  • Alles, was du sagst, stimmt. — هر چه می‌گویی درست است.
  • Er kam zu spät, was mich geärgert hat. — دیر آمد و این اذیتم کرد.

نکته برای فارسی‌زبانان

  • فارسی داخل جمله‌واره یک ضمیر تکراری می‌گذارد («مردی که دیروز دیدمش»). آلمانی این ضمیر را ندارد، چون خودِ ضمیر وصفی حالت را نشان می‌دهد: ✗ Der Mann, den ich ihn gestern getroffen habe / ✓ Der Mann, den ich gestern getroffen habe.
  • «که» فارسی یک واژه‌ی ثابت است، اما ضمیر وصفیِ آلمانی با جنس و حالت عوض می‌شود: ✗ das Buch, den ich lese / ✓ das Buch, das ich lese.
  • حرف اضافه پیش از ضمیر می‌آید، نه داخل جمله‌واره: ✗ die Kollegin, die ich mit arbeite / ✓ die Kollegin, mit der ich arbeite.
  • فعل باید به آخر جمله‌واره برسد: ✗ Das ist der Mann, der wohnt neben mir. / ✓ Das ist der Mann, der neben mir wohnt.

مکالمه‌ی نمونه

Kennst du die Frau, die dort am Fenster sitzt? — آن زنی را که کنار پنجره نشسته می‌شناسی؟
Das ist die Ärztin, bei der ich letzte Woche war. — این همان پزشکی است که هفته‌ی پیش پیشش رفتم.
Und der Mann, dessen Hund unter dem Tisch liegt? — و آن مردی که سگش زیر میز خوابیده؟
Keine Ahnung. Aber der Hund, den er immer mitbringt, ist sehr ruhig. — نمی‌دانم. ولی سگی که همیشه می‌آورد خیلی آرام است.

می‌خواهید در ذهنتان بماند؟ آزمون تعاملی را بدهید و این ساختار را با تکرار فاصله‌دار تمرین کنید.

تمرین رایگان این مبحث

درس‌های بیشتر گرامر آلمانی