دو پرسش، یک ضمیر
جملهوارهی وصفی اسمی را توصیف میکند. با یک ضمیر وصفی شروع میشود، با ویرگول جدا میشود و فعل صرفشده را به آخر میبرد. برای انتخاب ضمیر دو پرسش جدا بپرس:
۱. جنس و شمار از اسمِ جملهی اصلی میآید.
۲. حالت از نقشی میآید که ضمیر داخل خودِ جملهواره دارد.
ضمیرهای وصفی
| حالت | مذکر | مؤنث | خنثی | جمع |
|---|---|---|---|---|
| فاعلی | der | die | das | die |
| مفعولی | den | die | das | die |
| برایی | dem | der | dem | denen |
| اضافی | dessen | deren | dessen | deren |
اینها همان حرفهای تعریف معرفهاند، با دو استثنا: جمعِ برایی denen و صورتهای اضافی.
یک اسم، چهار حالت
| جمله | چرا |
|---|---|
| Das ist der Mann, der neben mir wohnt. | der داخل جملهواره فاعل است |
| Das ist der Mann, den ich gestern getroffen habe. | مفعول مستقیم |
| Das ist der Mann, dem ich geholfen habe. | helfen حالت برایی میگیرد |
| Das ist der Mann, dessen Auto hier steht. | مالکیت |
- Die Kinder, denen wir geholfen haben, wohnen nebenan. — بچههایی که به آنها کمک کردیم خانهی بغلی زندگی میکنند.
حرف اضافه جلو میآید
اگر فعلِ داخل جملهواره حرف اضافه بخواهد، حرف اضافه پیش از ضمیر وصفی میایستد و حالتش را تعیین میکند.
- Das ist die Kollegin, mit der ich arbeite. — این همکاری است که با او کار میکنم.
- Der Kurs, für den ich mich angemeldet habe, beginnt im Mai. — کلاسی که برایش ثبتنام کردهام ماه مه شروع میشود.
wo و was
wo جای مکان مینشیند: die Stadt, wo ich geboren bin.
was بعد از alles، etwas، nichts، vieles، das و برای اشاره به کل یک جمله میآید:
- Alles, was du sagst, stimmt. — هر چه میگویی درست است.
- Er kam zu spät, was mich geärgert hat. — دیر آمد و این اذیتم کرد.
نکته برای فارسیزبانان
- فارسی داخل جملهواره یک ضمیر تکراری میگذارد («مردی که دیروز دیدمش»). آلمانی این ضمیر را ندارد، چون خودِ ضمیر وصفی حالت را نشان میدهد: ✗ Der Mann, den ich ihn gestern getroffen habe / ✓ Der Mann, den ich gestern getroffen habe.
- «که» فارسی یک واژهی ثابت است، اما ضمیر وصفیِ آلمانی با جنس و حالت عوض میشود: ✗ das Buch, den ich lese / ✓ das Buch, das ich lese.
- حرف اضافه پیش از ضمیر میآید، نه داخل جملهواره: ✗ die Kollegin, die ich mit arbeite / ✓ die Kollegin, mit der ich arbeite.
- فعل باید به آخر جملهواره برسد: ✗ Das ist der Mann, der wohnt neben mir. / ✓ Das ist der Mann, der neben mir wohnt.
مکالمهی نمونه
Kennst du die Frau, die dort am Fenster sitzt? — آن زنی را که کنار پنجره نشسته میشناسی؟
Das ist die Ärztin, bei der ich letzte Woche war. — این همان پزشکی است که هفتهی پیش پیشش رفتم.
Und der Mann, dessen Hund unter dem Tisch liegt? — و آن مردی که سگش زیر میز خوابیده؟
Keine Ahnung. Aber der Hund, den er immer mitbringt, ist sehr ruhig. — نمیدانم. ولی سگی که همیشه میآورد خیلی آرام است.