دو فعل کلیدی و بیقاعده
sein (بودن) و haben (داشتن) پرکاربردترین فعلهای آلمانیاند. هر دو بیقاعدهاند، پس باید از بر شوند. بعدها همین دو فعل زمان ماضی نقلی را هم میسازند: ich habe gegessen، ich bin gefahren.
صرف در زمان حال
| شخص | sein | haben |
|---|---|---|
| ich | bin | habe |
| du | bist | hast |
| er / sie / es | ist | hat |
| wir | sind | haben |
| ihr | seid | habt |
| sie / Sie | sind | haben |
حواست به املا باشد: ihr seid با seit (از زمانِ) فرق دارد. haben در du hast و er hat حرف b را از دست میدهد.
کاربردهای sein
- نام و اهلیت: Ich bin Reza. Ich bin aus Iran. — من رضا هستم. اهل ایرانم.
- شغل و ملیت، بدون حرف تعریف: Sie ist Ärztin. — او پزشک است.
- توصیف: Die Wohnung ist hell. — آپارتمان روشن است.
- مکان: Wir sind im Supermarkt. — ما در سوپرمارکت هستیم.
- سن: Mein Sohn ist sechs Jahre alt. — پسرم شش سالش است.
کاربردهای haben
- داشتن و خانواده: Ich habe zwei Kinder. — دو بچه دارم.
- قرار و وقت: Hast du morgen Zeit? — فردا وقت داری؟
- حالهای جسمی، جایی که فارسی صفت یا ترکیب دیگری به کار میبرد:
| آلمانی (haben + اسم) | فارسی |
|---|---|
| Ich habe Hunger. | گرسنهام. |
| Ich habe Durst. | تشنهام. |
| Er hat Angst. | میترسد. |
| Wir haben recht. | حق با ماست. |
| Sie hat Kopfschmerzen. | سرش درد میکند. |
| Ich habe keine Lust. | حوصلهاش را ندارم. |
در مقابل، سرما و خستگی با sein میآیند: Mir ist kalt. (سردم است) و Ich bin müde. (خستهام).
پرسش
فعل به اول جمله میرود: Bist du müde? — خستهای؟ و Haben Sie ein Zimmer frei? — اتاق خالی دارید؟ آلمانی هیچ فعل کمکیِ پرسشی مثل انگلیسی ندارد و خودِ فعل جابهجا میشود.
نکته برای فارسیزبانان
- «۳۰ سال دارم» در آلمانی با sein و با واژهی alt ساخته میشود، نه با haben: ✗ Ich habe 30 Jahre. / ✓ Ich bin 30 Jahre alt. یا کوتاهتر Ich bin 30.
- «گرسنهام» و «تشنهام» در آلمانی با haben و یک اسم میآیند: ✗ Ich bin Hunger. / ✓ Ich habe Hunger.
- «سردم است» را کلمهبهکلمه ترجمه نکن. Ich bin kalt یعنی «آدم سرد و بیاحساسی هستم»: ✗ Ich bin kalt. / ✓ Mir ist kalt.
- در فارسی فعل «است» گاهی به آخر واژه میچسبد و کمرنگ میشود («خستهام»)، اما در آلمانی sein هرگز حذف نمیشود: ✗ Ich müde. / ✓ Ich bin müde.
مکالمهی نمونه
Hallo! Bist du neu hier? — سلام! تازه آمدهای؟
Ja, ich bin Leila. Ich bin aus Iran. — بله، من لیلا هستم. اهل ایرانم.
Hast du Hunger? Wir haben Pizza. — گرسنهای؟ پیتزا داریم.
Danke, aber ich habe keinen Hunger. Ich habe nur Durst. — ممنون، ولی گرسنه نیستم. فقط تشنهام.