Langrit شروع دورهٔ آزمایشی رایگان

← همهٔ درس‌های گرامر آلمانی

زمان حال: تغییر مصوّت ریشه

درس رایگان گرامر آلمانی به فارسی · A1

شناسه‌ها همان‌اند، مصوّت عوض می‌شود

گروهی از فعل‌های پرکاربرد مصوّت ریشه‌شان را عوض می‌کنند، اما فقط در صورت du و er/sie/es. شناسه‌ها همان شناسه‌های باقاعده‌اند. ich، wir، ihr و sie/Sie مصوّت مصدر را نگه می‌دارند.

سه الگو

شخص e به i: sprechen e به ie: lesen a به ä: fahren
ich spreche lese fahre
du sprichst liest fährst
er / sie / es spricht liest fährt
wir sprechen lesen fahren
ihr sprecht lest fahrt
sie / Sie sprechen lesen fahren

چون ریشه‌ی lesen به -s ختم می‌شود، du liest و er liest یک شکل‌اند.

فعل‌های پرکاربرد هر گروه

الگو فعل‌ها صورت er / sie / es
e به i essen، geben، helfen، nehmen، sprechen، treffen، vergessen isst، gibt، hilft، nimmt، spricht، trifft، vergisst
e به ie lesen، sehen، empfehlen liest، sieht، empfiehlt
a به ä fahren، schlafen، tragen، waschen، fallen fährt، schläft، trägt، wäscht، fällt
au به äu laufen läuft

در nehmen همخوان هم تغییر می‌کند: du nimmst، er nimmt. در essen ریشه به -ss ختم می‌شود، پس du isst و er isst یک شکل‌اند.

  • Mein Mann isst kein Fleisch. — شوهرم گوشت نمی‌خورد.
  • Nimmst du den Bus oder die U-Bahn? — اتوبوس سوار می‌شوی یا مترو؟
  • Das Baby schläft schon. — نوزاد خوابیده است.
  • Sie spricht drei Sprachen. — او به سه زبان حرف می‌زند.

دو فعل خاص: wissen و werden

شخص wissen (دانستنِ یک واقعیت) werden (شدن)
ich weiß werde
du weißt wirst
er / sie / es weiß wird
wir wissen werden
ihr wisst werdet
sie / Sie wissen werden

ich weiß و er weiß هیچ شناسه‌ای ندارند. werden یعنی «شدن»: Es wird kalt. — هوا دارد سرد می‌شود.

نکته برای فارسی‌زبانان

  • فارسی هم ریشه‌ی حالِ بی‌قاعده دارد (ریشه‌ی حالِ «رفتن» می‌شود «رو»)، اما آنجا تغییر در همه‌ی اشخاص است. در آلمانی فقط du و er/sie/es: ✗ Ich spriche Englisch. / ✓ Ich spreche Englisch. و ✗ Ihr fährt zu schnell. / ✓ Ihr fahrt zu schnell.
  • فرق «دانستن» و «شناختن» در فارسی هم هست و آلمانی هم همین را دارد: wissen برای واقعیت و kennen برای آشنایی با آدم‌ها و جاها. پس «می‌شناسم» را با wissen نساز: ✗ Ich weiß deinen Bruder. / ✓ Ich kenne deinen Bruder.
  • weiß شناسه نمی‌گیرد، ولی چون فارسی‌زبان‌ها قاعده را تعمیم می‌دهند اشتباه رایج است: ✗ Er weißt es nicht. / ✓ Er weiß es nicht.
  • werden یعنی «شدن»، نه «خواستن» و نه فعل کمکی آینده در این جمله: Er wird Arzt. یعنی دارد پزشک می‌شود.

مکالمه‌ی نمونه

Was liest du da? — آنجا چه می‌خوانی؟
Einen Krimi. Mein Bruder liest ihn auch. — یک رمان جنایی. برادرم هم دارد همین را می‌خواند.
Fährst du am Wochenende zu ihm? — آخر هفته می‌روی پیشش؟
Ich weiß es noch nicht. Er schläft oft bis mittags. — هنوز نمی‌دانم. او اغلب تا ظهر می‌خوابد.

می‌خواهید در ذهنتان بماند؟ آزمون تعاملی را بدهید و این ساختار را با تکرار فاصله‌دار تمرین کنید.

تمرین رایگان این مبحث

درس‌های بیشتر گرامر آلمانی