دو راه برای «نه»
آلمانی با kein یا nicht منفی میکند. انتخاب به این بستگی دارد که چه چیزی را منفی میکنی.
- kein اسمی را منفی میکند که ein دارد یا بدون حرف تعریف آمده است: ein Auto میشود kein Auto، و Zeit میشود keine Zeit.
- nicht بقیهی چیزها را منفی میکند: فعل، صفت، قید، نام اشخاص، و اسمهایی که der/die/das یا mein/dein دارند.
kein شناسههای ein را میگیرد
| مذکر | مؤنث | خنثی | جمع | |
|---|---|---|---|---|
| فاعلی | kein Tisch | keine Lampe | kein Bett | keine Stühle |
| مفعولی | keinen Tisch | keine Lampe | kein Bett | keine Stühle |
ein جمع ندارد، اما kein دارد: Ich habe keine Kinder. — بچه ندارم.
- Das ist kein Problem. — مشکلی نیست.
- Ich habe keinen Führerschein. — گواهینامه ندارم.
- Wir haben keine Milch mehr. — دیگر شیر نداریم.
nicht کجا مینشیند؟
| nicht چه چیزی را منفی میکند | جایگاه | نمونه |
|---|---|---|
| کل جمله | آخر جمله | Ich verstehe dich nicht. — نمیفهممت. |
| وقتی جزء دوم فعل هست | پیش از آن | Ich kann heute nicht kommen. — امروز نمیتوانم بیایم. |
| صفت | پیش از صفت | Die Wohnung ist nicht teuer. — آپارتمان گران نیست. |
| مکان یا جهت | پیش از آن | Er wohnt nicht in Berlin. — در برلین زندگی نمیکند. |
| اسم معرفه | آخر جمله | Ich kenne den Mann nicht. — آن مرد را نمیشناسم. |
| یک جزء در مقابلِ جزئی دیگر | پیش از همان جزء | Ich trinke nicht Kaffee, sondern Tee. — قهوه نمیخورم، چای میخورم. |
قاعدهی سرانگشتی: nicht بعد از فعل و مفعول و قید زمان میآید، اما پیش از صفت، مکان و جزء پایانی فعل.
پاسخ به پرسش منفی: doch
برای رد کردن یک پرسش یا جملهی منفی، پاسخ doch است، نه ja. فارسی اینجا «چرا» دارد:
- Hast du keinen Hunger? Doch, ich habe Hunger. — گرسنه نیستی؟ چرا، گرسنهام.
- Kommst du nicht mit? Doch, ich komme mit. — نمیآیی؟ چرا، میآیم.
- Kommst du nicht mit? Nein, ich komme nicht mit. — نمیآیی؟ نه، نمیآیم.
نکته برای فارسیزبانان
- در فارسی نفی به خود فعل میچسبد («نمیفهمم»)، پس فارسیزبانها nicht را پیش از فعل میگذارند. در آلمانی فعل سرِ جای دوم میماند: ✗ Ich nicht verstehe. / ✓ Ich verstehe nicht.
- «ماشین ندارم» با kein ساخته میشود، نه با nicht ein: ✗ Ich habe nicht ein Auto. / ✓ Ich habe kein Auto.
- فارسی نفی مضاعف دارد («هیچوقت نمیروم»)، آلمانی ندارد. یک نشانهی نفی کافی است: ✗ Ich gehe nie nicht. / ✓ Ich gehe nie.
- پاسخ «چرا» به پرسش منفی در آلمانی doch است: ✗ Bist du nicht müde? Ja, ich bin müde. / ✓ Bist du nicht müde? Doch, ich bin müde.
مکالمهی نمونه
Kommst du heute Abend nicht zur Party? — امشب به مهمانی نمیآیی؟
Doch, aber ich habe kein Geschenk. — چرا، ولی کادو ندارم.
Das ist kein Problem. Anna kennt dich nicht, sie erwartet nichts. — مشکلی نیست. آنا تو را نمیشناسد، انتظاری ندارد.
Gut. Ich bleibe aber nicht lange. — باشد. ولی زیاد نمیمانم.