Langrit شروع دورهٔ آزمایشی رایگان

← همهٔ درس‌های گرامر آلمانی

جنس اسم و حرف تعریف (der، die، das، ein، eine)

درس رایگان گرامر آلمانی به فارسی · A1

سه جنس دستوری

هر اسم آلمانی یک جنس دستوری دارد: مذکر، مؤنث یا خنثی. این جنس به خودِ واژه چسبیده است، نه به آن چیزی که در دنیای بیرون وجود دارد: der Löffel (قاشق) مذکر است، die Gabel (چنگال) مؤنث و das Messer (چاقو) خنثی. حرف تعریف جنس را نشان می‌دهد، پس هر اسم را با حرف تعریفش حفظ کن: نه Tisch، بلکه der Tisch.

همه‌ی اسم‌ها با حرف بزرگ نوشته می‌شوند: der Tisch، die Straße، das Haus.

حرف تعریف در حالت فاعلی (Nominativ)

مذکر مؤنث خنثی جمع
معرفه der Mann die Frau das Kind die Kinder
نکره ein Mann eine Frau ein Kind بدون حرف تعریف

مذکر و خنثی هر دو ein می‌گیرند. در جمع، هر اسمی با هر جنسی die می‌گیرد.

  • Der Bus kommt. — اتوبوس دارد می‌آید.
  • Das ist eine Wohnung in Köln. — این یک آپارتمان در کلن است.
  • Das Zimmer ist klein. — اتاق کوچک است.
  • Die Kinder spielen. — بچه‌ها بازی می‌کنند.

الگوهایی که کمک می‌کنند

جنس اغلب پیش‌بینی‌پذیر نیست، اما چند پایانه قابل اعتمادند:

پایانه یا گروه جنس نمونه‌ها
-ung، -heit، -keit، -schaft، -ion، -tät مؤنث die Wohnung، die Freiheit، die Möglichkeit، die Information
-chen، -lein (صورت کوچک‌شده) خنثی das Mädchen، das Brötchen
-ment، -um بیشتر خنثی das Dokument، das Zentrum
مردان، روزها، ماه‌ها، فصل‌ها مذکر der Vater، der Montag، der Mai، der Winter
-er برای شغل مذکر der Lehrer، der Fahrer
صورت مؤنث با -in مؤنث die Lehrerin، die Ärztin
مصدرِ اسم‌شده خنثی das Essen، das Schwimmen

در اسم‌های مرکب، جزء آخر جنس را تعیین می‌کند: das Haus + die Tür می‌شود die Haustür.

جنس دستوری و جنسیت واقعی

برای بیشتر آدم‌ها حرف تعریف با جنسیت می‌خواند: der Mann، die Frau. استثنای مشهور صورت کوچک‌شده است: das Mädchen (دختر) به خاطر -chen خنثی است. جنس دستوری ضمیر را هم تعیین می‌کند: Der Tisch ist groß. Er ist neu.

نکته برای فارسی‌زبانان

  • فارسی نه جنس دستوری دارد نه حرف تعریف، پس این‌ها را نمی‌شود «ترجمه» کرد، باید با هر واژه حفظ کرد. در دفتر لغت هرگز فقط Tür ننویس، بنویس die Tür.
  • فرض نکن اشیا خنثی‌اند. بیشتر اشیای روزمره der یا die هستند: ✗ Das Tisch ist neu. / ✓ Der Tisch ist neu.
  • «یک» فارسی همیشه ein نیست، چون در مؤنث eine می‌شود: ✗ Das ist ein Frau. / ✓ Das ist eine Frau.
  • بعد از sein برای شغل و ملیت حرف تعریف نمی‌آید، درست مثل فارسی که می‌گوید «معلم هستم»: ✗ Ich bin ein Lehrer. / ✓ Ich bin Lehrer.

مکالمه‌ی نمونه

Was ist das? — این چیست؟
Das ist eine Lampe. Die Lampe ist neu. — این یک چراغ است. چراغ نو است.
Und das? Ist das ein Stuhl? — و آن؟ آن یک صندلی است؟
Ja, das ist ein Stuhl. Der Stuhl ist sehr bequem. — بله، آن یک صندلی است. صندلی خیلی راحت است.

می‌خواهید در ذهنتان بماند؟ آزمون تعاملی را بدهید و این ساختار را با تکرار فاصله‌دار تمرین کنید.

تمرین رایگان این مبحث

درس‌های بیشتر گرامر آلمانی