فعل به آخر میرود
جملهوارهی پیرو (Nebensatz) با یک حرف ربط وابستهساز شروع میشود و فعل صرفشده را به آخرِ خودش میفرستد. همیشه یک ویرگول آن را از جملهی اصلی جدا میکند.
- Ich bleibe zu Hause, weil ich krank bin. — خانه میمانم، چون مریضم.
- Ich weiß, dass du Recht hast. — میدانم که حق با توست.
- Ich frage, ob der Kurs morgen stattfindet. — میپرسم که آیا کلاس فردا برگزار میشود.
چهار حرف ربط
| حرف ربط | معنی | نمونه |
|---|---|---|
| weil | چون | Er schläft, weil er müde ist. |
| dass | که | Sie glaubt, dass es regnet. |
| wenn | اگر، هر وقت | Wenn ich Zeit habe, lese ich. |
| ob | که آیا | Ich weiß nicht, ob er kommt. |
obwohl (با اینکه) و da (از آنجا که) هم همینطور کار میکنند.
وقتی بیش از یک فعل در آخر است
اگر جملهواره دو جزء فعلی دارد، جزء صرفشده آخر از همه میآید و جزء دیگر درست پیش از آن میایستد.
| جملهی اصلی | جملهوارهی پیرو |
|---|---|
| Ich muss morgen arbeiten. | ..., weil ich morgen arbeiten muss. |
| Ich bin zu spät aufgestanden. | ..., weil ich zu spät aufgestanden bin. |
| Der Zug kommt um neun an. | ..., dass der Zug um neun ankommt. |
سطر آخر را ببین: فعل جداشدنی در آخر جملهوارهی پیرو دوباره سرِ هم میشود.
وقتی جملهوارهی پیرو اول میآید
کل جملهواره میتواند در جای اول بنشیند. آن وقت فعل جملهی اصلی بلافاصله بعد از ویرگول میآید، پیش از فاعلش.
- Wenn das Wetter gut ist, gehen wir spazieren. — اگر هوا خوب باشد، پیادهروی میکنیم.
- Weil ich kein Auto habe, fahre ich mit dem Bus. — چون ماشین ندارم، با اتوبوس میروم.
دو فعل دور ویرگول جمع میشوند. همین نشانهی خوبی است که درست نوشتهای.
نکته برای فارسیزبانان
- فارسی در هر دو نوع جمله فعل را آخر میگذارد، پس فعلآخر بودنِ جملهوارهی پیرو برایت آسان است. دام واقعی جای دیگری است: وقتی جملهوارهی پیرو اول میآید، جملهی اصلی باید فعل را در جای دوم، پیش از فاعل، بگذارد: ✗ Weil ich krank bin, ich bleibe zu Hause. / ✓ Weil ich krank bin, bleibe ich zu Hause.
- «که» فارسی همهکاره است، ولی آلمانی بین dass (خبری) و ob (پرسش بله/خیر) فرق میگذارد: ✗ Ich weiß nicht, dass er kommt. (اگر منظورت «نمیدانم آیا میآید» است) / ✓ Ich weiß nicht, ob er kommt.
- «اگر» فقط wenn است؛ «که آیا» یا «... یا نه» در پرسش غیرمستقیم ob است: ✗ Sie fragt, wenn ich Zeit habe. / ✓ Sie fragt, ob ich Zeit habe.
- بعد از weil ترتیب عادی نگذار: ✗ ..., weil ich bin müde. / ✓ ..., weil ich müde bin.
مکالمهی نمونه
Warum kommst du nicht mit ins Kino? — چرا با ما سینما نمیآیی؟
Weil ich morgen früh arbeiten muss. — چون فردا صبح زود باید کار کنم.
Weißt du, ob Sara Zeit hat? — میدانی سارا وقت دارد یا نه؟
Sie hat gesagt, dass sie erst um acht fertig wird. — گفت که قبل از هشت کارش تمام نمیشود.
Gut, wenn sie später kommt, warten wir einfach. — باشد، اگر دیرتر بیاید، صبر میکنیم.