Langrit شروع دورهٔ آزمایشی رایگان

← همهٔ درس‌های گرامر آلمانی

فعل‌های وجهی (Modalverben)

درس رایگان گرامر آلمانی به فارسی · A1

کار فعل وجهی چیست؟

فعل وجهی به فعل دیگری معنای توانایی، اجبار، اجازه یا خواست اضافه می‌کند. فعل وجهی در جای دوم صرف می‌شود و فعل اصلی به صورت مصدر به آخر جمله می‌رود، بدون zu.

  • Ich kann gut kochen. — خوب آشپزی بلدم.
  • Wir müssen morgen früh aufstehen. — فردا باید زود بیدار شویم.

معناها

فعل وجهی معنی نمونه
können توانستن، بلد بودن Kannst du mir helfen? — می‌توانی کمکم کنی؟
müssen باید، مجبور بودن Ich muss arbeiten. — باید کار کنم.
wollen خواستن Er will Arzt werden. — می‌خواهد پزشک شود.
dürfen اجازه داشتن Hier darf man parken. — اینجا می‌شود پارک کرد.
sollen قرار بودن، توصیه‌ی دیگری Der Arzt sagt, ich soll mehr schlafen. — دکتر می‌گوید باید بیشتر بخوابم.
mögen دوست داشتن (بیشتر با اسم) Ich mag Katzen. — گربه دوست دارم.
möchten میل داشتن، مؤدبانه Ich möchte einen Tee. — یک چای می‌خواهم.

صرف: مفرد بی‌قاعده است

مصوّت در مفرد اغلب عوض می‌شود و ich و er/sie/es هیچ شناسه‌ای نمی‌گیرند (جز möchte).

شخص können müssen wollen dürfen sollen mögen möchten
ich kann muss will darf soll mag möchte
du kannst musst willst darfst sollst magst möchtest
er / sie / es kann muss will darf soll mag möchte
wir können müssen wollen dürfen sollen mögen möchten
ihr könnt müsst wollt dürft sollt mögt möchtet
sie / Sie können müssen wollen dürfen sollen mögen möchten

ترتیب واژه‌ها

جای اول فعل وجهی میانه مصدر
Ich möchte ein Konto eröffnen.
Heute kann ich nicht kommen.
Darf ich hier rauchen?

در پرسش بله/خیر، فعل وجهی اول می‌آید و مصدر باز هم آخر می‌ماند.

müssen nicht در برابر nicht dürfen

  • Du musst heute nicht arbeiten. — امروز لازم نیست کار کنی.
  • Du darfst hier nicht rauchen. — اینجا نباید سیگار بکشی.

نکته برای فارسی‌زبانان

  • فارسی بعد از «باید» و «می‌توانم» فعل را به صورت التزامی می‌آورد («باید بروم»). آلمانی مصدر ساده می‌گذارد، آن هم در آخر جمله: ✗ Ich muss gehe. / ✓ Ich muss gehen. و ✗ Ich kann sprechen Deutsch. / ✓ Ich kann Deutsch sprechen.
  • ich will یعنی «می‌خواهم»، نه «خواهم رفت». برای آینده werden یا زمان حال به کار می‌رود: ✗ Ich will das morgen machen. (اگر منظورت آینده است) / ✓ Ich mache das morgen.
  • «لازم نیست» و «نباید» در آلمانی دو ساخت جداگانه‌اند: ✗ Hier musst du nicht parken. (اگر منظورت ممنوعیت است) / ✓ Hier darfst du nicht parken.
  • بعد از فعل وجهی جزء zu نمی‌آید: ✗ Ich muss zu arbeiten. / ✓ Ich muss arbeiten.

مکالمه‌ی نمونه

Möchtest du am Samstag ins Kino gehen? — شنبه دوست داری سینما برویم؟
Gern, aber ich kann nicht. Ich muss arbeiten. — دوست دارم، ولی نمی‌توانم. باید کار کنم.
Musst du auch am Sonntag arbeiten? — یکشنبه هم باید کار کنی؟
Nein, am Sonntag muss ich nicht arbeiten. — نه، یکشنبه لازم نیست کار کنم.

می‌خواهید در ذهنتان بماند؟ آزمون تعاملی را بدهید و این ساختار را با تکرار فاصله‌دار تمرین کنید.

تمرین رایگان این مبحث

درس‌های بیشتر گرامر آلمانی