Langrit شروع دورهٔ آزمایشی رایگان

← همهٔ درس‌های گرامر آلمانی

حرف اضافه‌های دوحالته (Wechselpräpositionen)

درس رایگان گرامر آلمانی به فارسی · A2

نُه حرف اضافه، دو حالت

حرف‌های اضافه‌ی an، auf، hinter، in، neben، über، unter، vor، zwischen هم حالت مفعولی می‌گیرند و هم برایی. پرسشی که پشت جمله است تصمیم می‌گیرد:

  • Wohin? یعنی «به کجا»، حرکت به سمت جایی، و حالت مفعولی می‌خواهد.
  • Wo? یعنی «کجا»، بودن در جایی بدون جابه‌جایی، و حالت برایی می‌خواهد.
Wohin? با حالت مفعولی Wo? با حالت برایی
Ich gehe in den Garten. — به باغ می‌روم. Ich bin im Garten. — در باغ هستم.
Er legt das Buch auf den Tisch. — کتاب را روی میز می‌گذارد. Das Buch liegt auf dem Tisch. — کتاب روی میز است.
Sie hängt das Bild an die Wand. — تابلو را به دیوار می‌زند. Das Bild hängt an der Wand. — تابلو روی دیوار است.

نُه حرف اضافه

حرف اضافه معنی نمونه با حالت برایی
an کنارِ، روی سطح عمودی an der Tür، am Fenster
auf روی سطح افقی auf dem Sofa
hinter پشتِ hinter dem Haus
in در، داخلِ in der Küche
neben کنارِ neben der Apotheke
über بالای über dem Bett
unter زیرِ unter dem Stuhl
vor جلوی vor dem Kino
zwischen بینِ zwischen dem Bahnhof und der Post

صورت‌های کوتاه‌شده

in dem می‌شود im، in das می‌شود ins، an dem می‌شود am، an das می‌شود ans.

  • Wir gehen heute ins Kino. — امروز به سینما می‌رویم.
  • Das Auto steht am Bahnhof. — ماشین کنار ایستگاه پارک است.

فعل‌های جفتی

فعل‌های «گذاشتن» حرکت دارند و مفعولی می‌گیرند؛ فعل‌های «بودن» برایی می‌گیرند.

گذاشتن (مفعولی) بودن (برایی) برای چه چیزی
legen liegen چیزهای خوابیده: کتاب، تلفن
stellen stehen چیزهای ایستاده: بطری، مبل، ماشین
setzen sitzen نشستن
hängen hängen آویزان بودن
  • Ich stelle die Flasche in den Kühlschrank. در برابر Die Flasche steht im Kühlschrank.

عبارت‌های زمانی

در عبارت‌های زمان، an، in و vor حالت برایی می‌گیرند: am Montag، in einer Stunde (یک ساعت دیگر)، vor zwei Jahren (دو سال پیش).

نکته برای فارسی‌زبانان

  • فارسی برای مکان و جهت دو حرف اضافه‌ی متفاوت دارد («در خانه» در برابر «به خانه»). آلمانی همان حرف اضافه را نگه می‌دارد و فقط حالت را عوض می‌کند: ✗ Ich gehe im Supermarkt. (به معنی «به سوپرمارکت می‌روم») / ✓ Ich gehe in den Supermarkt. و ✓ Ich bin im Supermarkt.
  • «روی» فارسی برای دیوار هم به کار می‌رود، اما آلمانی برای سطح عمودی an می‌خواهد: ✗ Das Poster hängt auf der Wand. / ✓ Das Poster hängt an der Wand.
  • «گذاشتن» فارسی یکی است، آلمانی بسته به شکلِ شیء فعل جدا دارد: ✗ Ich stelle das Buch auf den Tisch. (وقتی کتاب خوابیده است) / ✓ Ich lege das Buch auf den Tisch.
  • «دو سال پیش» در آلمانی vor پیش از عبارت زمان و با حالت برایی است: ✗ zwei Jahre vor / ✓ vor zwei Jahren.

مکالمه‌ی نمونه

Wo ist mein Schlüssel? Ich habe ihn auf den Tisch gelegt. — کلیدم کجاست؟ گذاشتمش روی میز.
Auf dem Tisch liegt er nicht. Vielleicht in deiner Jacke? — روی میز که نیست. شاید توی کاپشنت باشد؟
Die Jacke hängt an der Tür. Nein, da ist er auch nicht. — کاپشن به در آویزان است. نه، آنجا هم نیست.
Schau mal unter das Sofa! — یک نگاه زیر مبل بینداز!

می‌خواهید در ذهنتان بماند؟ آزمون تعاملی را بدهید و این ساختار را با تکرار فاصله‌دار تمرین کنید.

تمرین رایگان این مبحث

درس‌های بیشتر گرامر آلمانی