دو فعل برای یک «بودن»
فارسی برای «بودن» یک فعل دارد: «است»، «هستم»، «ـَم». اسپانیایی آن را میان ser و estar تقسیم میکند. هر دو در زمان حال بیقاعدهاند.
| شخص | ser | estar |
|---|---|---|
| yo | soy | estoy |
| tú | eres | estás |
| él / ella / usted | es | está |
| nosotros/-as | somos | estamos |
| vosotros/-as (اسپانیا) | sois | estáis |
| ellos / ellas / ustedes | son | están |
کاربرد ser
ser میگوید چیزی یا کسی چیست یا کیست: هویت و ویژگیهای پایدار.
| کاربرد | نمونه |
|---|---|
| هویت، نام | Soy Pablo. — پابلو هستم. |
| اصلیت، ملیت | Somos de Colombia. — اهل کلمبیا هستیم. |
| شغل | Mi madre es enfermera. — مادرم پرستار است. |
| ویژگی | La casa es grande. — خانه بزرگ است. |
| جنس، مالکیت | La mesa es de madera. / El libro es de Ana. |
| ساعت، تاریخ، قیمت | Son las tres. / Hoy es lunes. / ¿Cuánto es? |
| محل برگزاری رویداد | La fiesta es en mi casa. — مهمانی خانهی من است. |
کاربرد estar
estar میگوید چیزی کجاست یا الان در چه حالی است: مکان، حالت، و نتیجهی یک تغییر.
| کاربرد | نمونه |
|---|---|
| مکان آدمها و چیزها | Madrid está en el centro de España. |
| حالت موقت، احساس | Estoy cansado. / Ana está enferma. |
| نتیجهی تغییر | La tienda está cerrada. — مغازه بسته است. |
| مزه یا ظاهر در این لحظه | La sopa está muy rica. — سوپ خیلی خوشمزه شده. |
| با bien / mal | Estamos bien, gracias. |
| استمراری | Estoy comiendo. — دارم غذا میخورم. |
مکان حتی اگر ثابت باشد با estar میآید: Madrid está en España. فقط رویدادها (مهمانی، کنسرت، جلسه) برای محل برگزاری ser میگیرند.
یک صفت، دو معنی
| با ser (ویژگی) | با estar (حالت) |
|---|---|
| Es aburrido. — آدم بیمزهای است. | Está aburrido. — حوصلهاش سر رفته. |
| Es listo. — زرنگ است. | Está listo. — آماده است. |
| Es rico. — پولدار است. | Está rico. — خوشمزه است. |
| Es malo. — آدم بدی است. | Está malo. — مریض است. / خراب شده. |
بعضی حالتهای ظاهراً دائمی هم estar میگیرند: estar muerto (مرده بودن).
نکته برای فارسیزبانان
- «خستهام» و «ایرانیام» در فارسی یک فعل دارند. در اسپانیایی بپرس «چیست؟» (ser) یا «کجاست / در چه حالی است؟» (estar): ✗ Soy cansado. / ✓ Estoy cansado. ✗ El baño es a la derecha. / ✓ El baño está a la derecha.
- «۲۵ سال دارم» در فارسی رسمی دقیقاً مثل اسپانیایی با «داشتن» ساخته میشود: Tengo 25 años. ولی «گرسنهام» و «تشنهام» که در فارسی با «بودن» است، در اسپانیایی tener میگیرد: ✗ Estoy hambre. / ✓ Tengo hambre.
- شغل، حتی موقت، با ser و بدون un میآید، مثل «گارسونم»: ✗ Estoy camarero este verano. / ✓ Este verano soy camarero.
- «حوصلهام سر رفته» Estoy aburrido است. Soy aburrido یعنی «آدم بیمزهای هستم».
مکالمهی نمونه
¡Hola, Marta! ¿Cómo estás? — سلام مارتا! چطوری؟
Estoy un poco cansada. ¿Dónde estás tú? — یک کم خستهام. تو کجایی؟
Estoy en el café. Es el café nuevo de la plaza. — توی کافهام. کافهی جدید میدان است.
¡Qué bien! ¿La fiesta de Luis es hoy? — چه خوب! مهمانی لوئیس امروز است؟
Sí, es a las nueve en su casa. — آره، ساعت نه خانهی خودش است.