دو واژه برای «برای»
«برای» و «به خاطر» فارسی میان por و para تقسیم میشوند. قاعدهی سرانگشتی: para رو به جلو است، به هدف، مقصد یا گیرنده؛ por رو به عقب است، به علت، یا به مسیر، معاوضه و وسیله اشاره میکند.
- Estudio para ser médico. — درس میخوانم تا پزشک شوم. (هدف)
- Estudio por mis padres. — به خاطر پدر و مادرم درس میخوانم. (علت)
para
| کاربرد | نمونه |
|---|---|
| هدف، برای اینکه | Vengo para hablar contigo. — میآیم تا با تو حرف بزنم. |
| گیرنده | Este regalo es para ti. — این هدیه برای توست. |
| مقصد | Salimos para Bilbao. — به سمت بیلبائو راه میافتیم. |
| مهلت | El informe es para el lunes. — گزارش باید تا دوشنبه آماده باشد. |
| نظر | Para mí, es demasiado caro. — به نظر من خیلی گران است. |
| کارفرما | Trabaja para una empresa alemana. — برای یک شرکت آلمانی کار میکند. |
برای بیان هدف با فعل، بعد از para مصدر میآید: una máquina para lavar، salgo para comprar pan.
por
| کاربرد | نمونه |
|---|---|
| علت | No salimos por la lluvia. — به خاطر باران بیرون نرفتیم. |
| تشکر و عذرخواهی | Gracias por todo. — برای همهچیز ممنون. |
| از میان، در طول، اطراف | Paseamos por el parque. — در پارک قدم زدیم. |
| معاوضه، قیمت | Lo compré por veinte euros. — بیست یورو خریدمش. |
| مدت | Estuve allí por dos meses. — دو ماه آنجا بودم. |
| وسیله | Te lo mando por correo. — با پست برایت میفرستم. |
| بخشهای روز | Por la mañana trabajo. — صبحها کار میکنم. |
| بهجای کسی | Firmo yo por ella. — من بهجای او امضا میکنم. |
| نرخ | Cincuenta kilómetros por hora. |
| کنندهی کار در مجهول | Fue escrito por Cervantes. |
عبارتهای ثابت
اینها را یکجا حفظ کن: por favor، por eso (برای همین)، por supuesto (البته)، por fin (بالاخره)، por ejemplo، por cierto (راستی)، por lo menos (دستکم)؛ para siempre (برای همیشه)، para nada (اصلاً).
یک جفت با دو معنی
- Lo hago para ti. — این کار را برای تو میکنم (نتیجهاش به تو میرسد).
- Lo hago por ti. — به خاطر تو این کار را میکنم.
نکته برای فارسیزبانان
- «برای» فارسی هم هدف است هم علت، و در تشکر هم میآید («برای کمکت ممنون»). در اسپانیایی تشکر همیشه por است: ✗ Gracias para tu ayuda. / ✓ Gracias por tu ayuda.
- «به خاطر» تقریباً همیشه por است و «تا / برای اینکه» para. پس اگر در فارسی میشود «به خاطر» گفت، por را بگیر: ✗ Llegué tarde para el tráfico. / ✓ Llegué tarde por el tráfico.
- «منتظرِ اتوبوس» و «دنبالِ کلیدها» در فارسی کسرهی اضافه دارند و در اسپانیایی هیچ حرف اضافهای: ✗ Espero para el autobús. / ✓ Espero el autobús. ✗ Busco para mis llaves. / ✓ Busco mis llaves.
مکالمهی نمونه
¿Para quién es este paquete? — این بسته برای کیست؟
Para Marta. Se lo mando por mensajería. — برای مارتا. با پیک برایش میفرستم.
¿Y cuánto has pagado por el envío? — برای ارسال چقدر دادهای؟
Ocho euros. Tiene que llegar para el viernes. — هشت یورو. باید تا جمعه برسد.
Pues gracias por ocuparte. — پس ممنون که زحمتش را کشیدی.