وقتی یکی از حروف ریشه و یا ي است
فعلی معتل است که یکی از سه حرف ریشهاش و یا ي باشد. این دو حرف همهجا دوام نمیآورند: یا به مصوت بلند تبدیل میشوند یا میافتند. پسوندها و پیشوندها عوض نمیشوند؛ هر چه دربارهی كَتَبْتُ و يَكْتُبُ آموختی هنوز درست است و فقط ستاک جابهجا میشود.
یک راهنمای خوب برای فارسیزبان: مصدرهای آشنای فارسی ریشه را لو میدهند. «قول» نشان میدهد قَالَ از ق و ل است، «بیع» نشان میدهد بَاعَ از ب ي ع است و «وصول» ریشهی وَصَلَ را.
اجوف: حرف وسط معتل
قَالَ (ریشهی ق و ل) و نَامَ (ریشهی ن و م) در سومشخص الف بلند دارند. هر وقت پسوند با صامت شروع شود (ـتُ، ـتَ، ـنَا، ـنَ)، این مصوت کوتاه میشود.
| ضمیر | قَالَ گفتن | نَامَ خوابیدن | بَاعَ فروختن |
|---|---|---|---|
| أَنَا | قُلْتُ | نِمْتُ | بِعْتُ |
| أَنْتَ | قُلْتَ | نِمْتَ | بِعْتَ |
| هُوَ | قَالَ | نَامَ | بَاعَ |
| هِيَ | قَالَتْ | نَامَتْ | بَاعَتْ |
| نَحْنُ | قُلْنَا | نِمْنَا | بِعْنَا |
| هُمْ | قَالُوا | نَامُوا | بَاعُوا |
حرکت کوتاه را مضارع تعیین میکند: يَقُولُ «او» دارد، پس قُلْتُ؛ يَبِيعُ «ای» دارد، پس بِعْتُ. فعلهایی که مضارعشان «آ» دارد (يَنَامُ، يَخَافُ) کسره میگیرند: نِمْتُ، خِفْتُ.
مضارع مرتب است: أَقُولُ، تَقُولُ، يَقُولُ، نَقُولُ، يَقُولُونَ. اما در مجزوم دوباره کوتاه میشود، چون پایان ساکن است: لَمْ يَقُلْ، لَمْ يَنَمْ، لَمْ يَبِعْ.
ناقص: حرف آخر معتل
حرف معتلِ آخر درست جای حرکت اعراب نشسته است، برای همین در صرف و در مجزوم تغییر میکند.
| فعل | مضارع | من | او (مرد) | او (زن) | آنها (مردان) |
|---|---|---|---|---|---|
| مَشَى راه رفتن | يَمْشِي | مَشَيْتُ | مَشَى | مَشَتْ | مَشَوْا |
| دَعَا دعوت کردن | يَدْعُو | دَعَوْتُ | دَعَا | دَعَتْ | دَعَوْا |
| نَسِيَ فراموش کردن | يَنْسَى | نَسِيتُ | نَسِيَ | نَسِيَتْ | نَسُوا |
در مجزوم مصوت آخر کاملاً میافتد: لَمْ يَمْشِ، لَمْ يَدْعُ، لَمْ يَنْسَ.
- مَشَيْتُ إِلَى الْمَكْتَبَةِ. — پیاده تا کتابخانه رفتم.
- نَسِيَتْ مِفْتَاحَهَا. — کلیدش را فراموش کرد.
مثال: حرف اول معتل
ماضی کاملاً مرتب است. در مضارع و آغازین میافتد.
| فعل | معنی | مضارع |
|---|---|---|
| وَصَلَ | رسیدن | يَصِلُ |
| وَجَدَ | یافتن | يَجِدُ |
| وَقَفَ | ایستادن | يَقِفُ |
| وَضَعَ | گذاشتن | يَضَعُ |
- وَصَلْتُ أَمْسِ، وَأَصِلُ غَدًا مُبَكِّرًا. — دیروز رسیدم و فردا زود میرسم.
مضاعف
حرف دوم و سوم ریشه یکیاند و با تشدید یکی میشوند: رَدَّ جواب داد، يَرُدُّ. پیش از پسوندی که با صامت شروع شود، تشدید باز میشود: رَدَدْتُ، رَدَدْنَا، اما رَدَّتْ، رَدُّوا.
نکته برای فارسیزبانان
- الف بلند را پیش از پسوند صامت نگه ندار. ✗ قَالْتُ / ✓ قُلْتُ
- مجزوم اجوف کوتاه است. ✗ لَمْ يَقُولْ / ✓ لَمْ يَقُلْ
- «وصول» و «وجود» واو دارند، اما مضارع مثال واو ندارد. ✗ أَوْصِلُ غَدًا / ✓ أَصِلُ غَدًا
- مضاعف پیش از ـتُ باز میشود. ✗ رَدَّتُ / ✓ رَدَدْتُ
مکالمهی نمونه
مَتَى وَصَلْتَ؟ — کی رسیدی؟
وَصَلْتُ أَمْسِ، لَكِنِّي لَمْ أَنَمْ جَيِّدًا. — دیروز رسیدم، ولی خوب نخوابیدم.
مَاذَا قَالَ الطَّبِيبُ؟ — دکتر چه گفت؟
قَالَ إِنِّي نَسِيتُ الدَّوَاءَ، فَمَشَيْتُ إِلَى الصَّيْدَلِيَّةِ. — گفت دارو را فراموش کردهام، پس پیاده تا داروخانه رفتم.
هَلْ وَجَدْتَهُ؟ — پیدایش کردی؟