حرکتها عوض میشوند، نه کلمهها
فارسی مجهول را با صفت مفعولی و «شدن» میسازد: «نوشته شد». عربی فقط حرکتهای درون همان فعل را عوض میکند و هیچ کلمهای اضافه نمیکند.
ماضی: ضمه روی حرف اول و کسره پیش از حرف آخر ریشه. كَتَبَ ← كُتِبَ.
مضارع: ضمه روی پیشوند و فتحه پیش از حرف آخر ریشه. يَكْتُبُ ← يُكْتَبُ.
| معلوم | ماضی مجهول | مضارع مجهول | معنی |
|---|---|---|---|
| كَتَبَ | كُتِبَ | يُكْتَبُ | نوشته شدن |
| فَتَحَ | فُتِحَ | يُفْتَحُ | باز شدن |
| عَرَفَ | عُرِفَ | يُعْرَفُ | شناخته شدن |
| أَرْسَلَ | أُرْسِلَ | يُرْسَلُ | فرستاده شدن |
| اِسْتَخْدَمَ | اُسْتُخْدِمَ | يُسْتَخْدَمُ | به کار رفتن |
در فعلهای اجوف ماضی مجهول کسره و یای بلند دارد: قَالَ ← قِيلَ گفته شد، بَاعَ ← بِيعَ فروخته شد. مضارعشان يُقَالُ و يُبَاعُ است.
مفعول، فاعل میشود
مفعولِ فعل معلوم در جملهی مجهول جای فاعل را میگیرد و مرفوع میشود. به آن نَائِبُ الْفَاعِلِ میگویند. فعل مثل هر جملهی فعلیه با آن مطابقت میکند:
- معلوم: كَتَبَ أَحْمَدُ الرِّسَالَةَ. — احمد نامه را نوشت.
- مجهول: كُتِبَتِ الرِّسَالَةُ. — نامه نوشته شد.
- فُتِحَتِ الْأَبْوَابُ فِي السَّاعَةِ الثَّامِنَةِ. — درها ساعت هشت باز شدند.
- تُسْتَخْدَمُ هَذِهِ الطَّرِيقَةُ فِي الْمَدَارِسِ. — این روش در مدرسهها به کار میرود.
فاعل ذکر نمیشود
اصطلاح «مجهول» را از دستور فارسی میشناسی و معنایش در عربی دقیقاً همین است: فعلی که فاعلش ناشناخته یا بیاهمیت است. اگر میخواهی انجامدهنده را نام ببری، فعل معلوم بیاور. روزنامههای امروز گاهی مِنْ قِبَلِ («توسط») مینویسند، اما این عادتی ترجمهای است و نویسندهی دقیق از آن پرهیز میکند.
- سُرِقَتِ السَّيَّارَةُ. — ماشین دزدیده شد.
- قِيلَ إِنَّ الِاجْتِمَاعَ غَدًا. — گفته شد که جلسه فرداست.
تَمَّ و مصدر
عربی نوشتاری امروز اغلب بهجای مجهول تَمَّ (انجام شد) و یک مصدر میآورد. این ساختار همان «افتتاح ... انجام شد» یا «صورت گرفت» فارسی است و بدون حرکت هم راحت خوانده میشود:
- تَمَّ افْتِتَاحُ الْمَكْتَبَةِ أَمْسِ. — کتابخانه دیروز افتتاح شد.
- تَمَّ إِرْسَالُ الرِّسَالَةِ. — نامه ارسال شد.
- يَتِمُّ اسْتِخْدَامُ هَذَا الْبَرْنَامَجِ فِي الشَّرِكَةِ. — این برنامه در شرکت استفاده میشود.
مصدر و کلمهی بعدی اضافه میسازند، پس کلمهی دوم مجرور است.
نکته برای فارسیزبانان
- «توسط» فارسی را با حرف اضافه ترجمه نکن؛ برای ذکر فاعل، فعل معلوم بیاور. ✗ كُتِبَتِ الرِّسَالَةُ بِوَاسِطَةِ أَحْمَدَ. / ✓ كَتَبَ أَحْمَدُ الرِّسَالَةَ.
- «شد» فارسی کلمهای جداست؛ عربی فعل کمکی نمیخواهد و نائب فاعل مرفوع است. ✗ كُتِبَ الرِّسَالَةَ. / ✓ كُتِبَتِ الرِّسَالَةُ.
- در ساختار «انجام شد» کلمهی بعد از مصدر مجرور است، نه منصوب. ✗ تَمَّ افْتِتَاحُ الْمَكْتَبَةَ. / ✓ تَمَّ افْتِتَاحُ الْمَكْتَبَةِ.
- فعل مجهول را با اسم مفعول یکی نگیر: كُتِبَ رویداد است (نوشته شد)، مَكْتُوبٌ حالت است (نوشتهشده). بدون حرکت كتب هم معلوم است هم مجهول؛ وقتی فرق مهم است، حرکت بگذار.
مکالمهی نمونه
مَتَى فُتِحَ الْمَتْحَفُ؟ — موزه کی باز شد؟
تَمَّ افْتِتَاحُهُ فِي الْعَامِ الْمَاضِي. — سال گذشته افتتاح شد.
وَهَلْ عُرِفَ سَبَبُ الْإِغْلَاقِ؟ — علت تعطیلیاش معلوم شد؟
قِيلَ إِنَّ الْمَبْنَى قَدِيمٌ، لَكِنْ لَمْ يُذْكَرْ شَيْءٌ رَسْمِيٌّ. — گفته شد ساختمان قدیمی است، ولی چیز رسمیای اعلام نشد.
تُسْتَخْدَمُ الْقَاعَةُ الْآنَ لِلْمَعَارِضِ. — سالن حالا برای نمایشگاهها استفاده میشود.