اسمِ خودِ کار
الْمَصْدَرُ نام خودِ کار است: از كَتَبَ (نوشت) الْكِتَابَةُ (نوشتن) ساخته میشود. فارسیزبان با مصدر عربی بیشتر از هر ساختار دیگری آشناست، چون هزاران مصدر عربی در فارسی به کار میرود: «مطالعه»، «تدریس»، «اجتماع».
- الْقِرَاءَةُ مُفِيدَةٌ. — خواندن مفید است.
- أُحِبُّ الْقِرَاءَةَ. — خواندن را دوست دارم.
- بَعْدَ الْأَكْلِ نَذْهَبُ. — بعد از خوردن میرویم.
مصدر باب اول را باید حفظ کرد
هیچ قاعدهای مصدرِ فعل ثلاثی مجرد را پیشبینی نمیکند. آن را همراه فعل حفظ کن:
| فعل | مصدر | معنی |
|---|---|---|
| كَتَبَ | كِتَابَةٌ | نوشتن |
| قَرَأَ | قِرَاءَةٌ | خواندن |
| دَرَسَ | دِرَاسَةٌ | درس خواندن |
| ذَهَبَ | ذَهَابٌ | رفتن |
| عَمِلَ | عَمَلٌ | کار کردن، کار |
| فَهِمَ | فَهْمٌ | فهمیدن |
| جَلَسَ | جُلُوسٌ | نشستن |
مصدر بابهای دیگر قاعده دارد
| باب | وزن | فعل | مصدر |
|---|---|---|---|
| دوم | تَفْعِيلٌ | دَرَّسَ | تَدْرِيسٌ |
| سوم | مُفَاعَلَةٌ | شَارَكَ | مُشَارَكَةٌ |
| چهارم | إِفْعَالٌ | أَرْسَلَ | إِرْسَالٌ |
| پنجم | تَفَعُّلٌ | تَعَلَّمَ | تَعَلُّمٌ |
| ششم | تَفَاعُلٌ | تَعَاوَنَ | تَعَاوُنٌ |
| هفتم | اِنْفِعَالٌ | اِنْكَسَرَ | اِنْكِسَارٌ |
| هشتم | اِفْتِعَالٌ | اِجْتَمَعَ | اِجْتِمَاعٌ |
| دهم | اِسْتِفْعَالٌ | اِسْتَخْدَمَ | اِسْتِخْدَامٌ |
مصدر مثل هر اسم دیگری رفتار میکند
ال میگیرد، اعراب دارد و میتواند مضاف شود. چیزی که مفعولِ فعل بود، مضافالیهِ مصدر میشود؛ ترتیبش همان «خواندنِ کتاب» فارسی است:
- تَدْرِيسُ اللُّغَةِ الْعَرَبِيَّةِ صَعْبٌ. — تدریس زبان عربی سخت است.
- بَعْدَ قِرَاءَةِ الْكِتَابِ فَهِمْتُ الْمَوْضُوعَ. — بعد از خواندن کتاب موضوع را فهمیدم.
- أَثْنَاءَ اجْتِمَاعِ الْمُدِيرِينَ — در جریان جلسهی مدیران
مصدر یا أَنْ و فعل
هر دو درستاند و اغلب جای هم مینشینند. مصدر کوتاهتر و رسمیتر است:
- أُحِبُّ أَنْ أَقْرَأَ. = أُحِبُّ الْقِرَاءَةَ. — دوست دارم بخوانم.
- قَبْلَ أَنْ أَذْهَبَ = قَبْلَ الذَّهَابِ — پیش از اینکه بروم، پیش از رفتن
بعد از حرف اضافه یا کلمهای مثل بَعْدَ فقط مصدر یا أَنْ و فعل میآید، مثل «بعد از خوردن» در فارسی.
نکته برای فارسیزبانان
- فارسی مصدر عربی را با «کردن» فعل میکند («تدریس میکنم»). عربی برای این کار خود فعل را دارد. ✗ أَعْمَلُ التَّدْرِيسَ. / ✓ أُدَرِّسُ.
- «خواندن را دوست دارم» در فارسی نشانهی معرفه ندارد، اما مصدر عربی ال میخواهد. ✗ أُحِبُّ قِرَاءَةَ. / ✓ أُحِبُّ الْقِرَاءَةَ.
- مفعولِ مصدر مجرور است، نه منصوب. ✗ تَدْرِيسُ اللُّغَةَ / ✓ تَدْرِيسُ اللُّغَةِ
- بعد از بَعْدَ فعل صرفشدهی تنها نمیآید. ✗ بَعْدَ أَكَلْتُ / ✓ بَعْدَ الْأَكْلِ
مکالمهی نمونه
مَا رَأْيُكَ فِي الدِّرَاسَةِ هُنَا؟ — نظرت دربارهی تحصیل اینجا چیست؟
التَّعَلُّمُ سَرِيعٌ، لَكِنَّ الِاسْتِخْدَامَ الْيَوْمِيَّ أَهَمُّ. — یادگیری سریع است، ولی کاربرد روزانه مهمتر است.
وَهَلْ تُحِبُّ الْقِرَاءَةَ بِالْعَرَبِيَّةِ؟ — خواندن به عربی را دوست داری؟
نَعَمْ، بَعْدَ قِرَاءَةِ الصُّحُفِ أَفْهَمُ أَكْثَرَ. — بله، بعد از خواندن روزنامهها بیشتر میفهمم.
سَأُرْسِلُ لَكَ مَوْعِدَ الِاجْتِمَاعِ. — زمان جلسه را برایت میفرستم.