Langrit شروع دورهٔ آزمایشی رایگان

← همهٔ درس‌های گرامر عربی

باب‌های فعل (الأوزان، باب دوم تا دهم)

درس رایگان گرامر عربی به فارسی · B1

ریشه و وزن

تقریباً هر کلمه‌ی عربی از یک ریشه‌ی سه‌حرفی و یک وزن ساخته می‌شود. ریشه‌ی ك ت ب معنای نوشتن را دارد و وزن تعیین می‌کند چه نوع نوشتنی: كَتَبَ نوشت، كَاتَبَ مکاتبه کرد، اِكْتَتَبَ پذیره‌نویسی کرد.

فعل ساده «باب اول» (ثلاثی مجرد) است. فارسی‌زبان بسیاری از باب‌های دیگر را بی‌آنکه بداند می‌شناسد، چون مصدرهایشان در فارسی رایج‌اند: «تدریس»، «مشارکت»، «ارسال»، «تعلّم»، «تعاون»، «انکسار»، «اجتماع»، «استخدام».

باب ماضی / مضارع نمونه معنی مصدر آشنا
دوم فَعَّلَ / يُفَعِّلُ دَرَّسَ / يُدَرِّسُ تدریس کردن تدریس
سوم فَاعَلَ / يُفَاعِلُ شَارَكَ / يُشَارِكُ شرکت کردن مشارکت
چهارم أَفْعَلَ / يُفْعِلُ أَرْسَلَ / يُرْسِلُ فرستادن ارسال
پنجم تَفَعَّلَ / يَتَفَعَّلُ تَعَلَّمَ / يَتَعَلَّمُ آموختن تعلّم
ششم تَفَاعَلَ / يَتَفَاعَلُ تَعَاوَنَ / يَتَعَاوَنُ همکاری کردن تعاون
هفتم اِنْفَعَلَ / يَنْفَعِلُ اِنْكَسَرَ / يَنْكَسِرُ شکستن (خودبه‌خود) انکسار
هشتم اِفْتَعَلَ / يَفْتَعِلُ اِجْتَمَعَ / يَجْتَمِعُ گرد هم آمدن اجتماع
دهم اِسْتَفْعَلَ / يَسْتَفْعِلُ اِسْتَخْدَمَ / يَسْتَخْدِمُ به کار بردن استخدام

اِنْتَقَلَ / يَنْتَقِلُ (نقل مکان کردن) باب هشتم است، نه هفتم: ن جزو ریشه‌ی ن ق ل است.

معنای وزن‌ها

  • دوم و چهارم فعل را متعدی یا سببی می‌کنند. عَلِمَ دانست ← عَلَّمَ تعلیم داد؛ خَرَجَ بیرون رفت ← أَخْرَجَ بیرون آورد.
  • سوم کار را متوجه کسی می‌کند. كَتَبَ نوشت ← كَاتَبَ به کسی نامه نوشت.
  • پنجم و ششم مطاوعه‌ی دوم و سوم‌اند. عَلَّمَ تعلیم داد ← تَعَلَّمَ آموخت؛ عَاوَنَ کمک کرد ← تَعَاوَنَ به هم کمک کردند.
  • هفتم لازم است و معنای مجهول‌گونه دارد. كَسَرَ شکست (چیزی را) ← اِنْكَسَرَ شکست (خودش).
  • هشتم کار را به فاعل برمی‌گرداند. جَمَعَ جمع کرد ← اِجْتَمَعَ گرد هم آمد.
  • دهم طلب یا به‌کارگیری را می‌رساند. خَدَمَ خدمت کرد ← اِسْتَخْدَمَ به خدمت گرفت، به کار برد؛ عَلِمَ دانست ← اِسْتَعْلَمَ پرس‌وجو کرد.

دو نکته‌ی تلفظی و املایی

حرکت پیشوند مضارع. باب‌های دوم، سوم و چهارم پیشوند با ضمه دارند: يُدَرِّسُ، يُشَارِكُ، يُرْسِلُ. باب‌های پنجم تا دهم با فتحه: يَتَعَلَّمُ، يَجْتَمِعُ، يَسْتَخْدِمُ.

الف آغازین. همزه‌ی باب چهارم همزه‌ی قطع است و همیشه خوانده می‌شود: أَرْسَلَ. الفِ باب‌های هفتم، هشتم و دهم همزه‌ی وصل است و بعد از کلمه‌ی دیگر می‌افتد: وَاسْتَخْدَمَ.

نکته برای فارسی‌زبانان

  • مصدرهای آشنا به تشخیص باب کمک می‌کنند، اما معنی گاهی در فارسی جابه‌جا شده. «تصادف» در فارسی یعنی برخورد خودرو، اما تَصَادُفٌ در عربی یعنی «اتفاقِ پیش‌بینی‌نشده». ✗ وَقَعَ تَصَادُفٌ فِي الطَّرِيقِ. برای «در جاده تصادف شد» / ✓ وَقَعَ حَادِثٌ فِي الطَّرِيقِ.
  • «تعلیم» (دوم) و «تعلّم» (پنجم) را جابه‌جا نکن. ✗ تَعَلَّمْتُ الطُّلَّابَ. / ✓ عَلَّمْتُ الطُّلَّابَ. (به شاگردها آموزش دادم.)
  • پیشوند باب‌های دوم تا چهارم ضمه دارد. ✗ يَدَرِّسُ / ✓ يُدَرِّسُ
  • در فرهنگ لغت کلمه را از حرف اول نجو. اِسْتَخْدَمَ زیر ریشه‌ی خ د م است.

مکالمه‌ی نمونه

مَاذَا تَدْرُسُ؟ — چه می‌خوانی؟
أَتَعَلَّمُ الْعَرَبِيَّةَ، وَأُدَرِّسُ الْإِنْجِلِيزِيَّةَ. — عربی می‌آموزم و انگلیسی تدریس می‌کنم.
هَلْ تَسْتَخْدِمُ كُتُبًا؟ — از کتاب استفاده می‌کنی؟
نَعَمْ، وَأُشَارِكُ فِي مَجْمُوعَةٍ تَجْتَمِعُ كُلَّ أُسْبُوعٍ. — بله، و در گروهی شرکت می‌کنم که هر هفته جمع می‌شود.
سَأُرْسِلُ لَكَ الْعُنْوَانَ. — نشانی را برایت می‌فرستم.

می‌خواهید در ذهنتان بماند؟ آزمون تعاملی را بدهید و این ساختار را با تکرار فاصله‌دار تمرین کنید.

تمرین رایگان این مبحث

درس‌های بیشتر گرامر عربی