شکلها
فارسی برای همهی جملههای موصولی یک «که» دارد. اسم موصول عربی با اسمی که به آن برمیگردد در جنس و شمار مطابقت میکند:
| مرجع | اسم موصول |
|---|---|
| مذکر مفرد | الَّذِي |
| مؤنث مفرد | الَّتِي |
| مثنای مذکر | اللَّذَانِ / اللَّذَيْنِ |
| مثنای مؤنث | اللَّتَانِ / اللَّتَيْنِ |
| جمع مذکر (انسان) | الَّذِينَ |
| جمع مؤنث (انسان) | اللَّاتِي / اللَّوَاتِي |
| جمع غیرانسان | الَّتِي |
- الطَّالِبُ الَّذِي يَدْرُسُ الْعَرَبِيَّةَ صَدِيقِي. — شاگردی که عربی میخواند دوست من است.
- الْمُعَلِّمَاتُ اللَّاتِي يَعْمَلْنَ هُنَا جَدِيدَاتٌ. — معلمهایی (زن) که اینجا کار میکنند تازهواردند.
- الْكُتُبُ الَّتِي عَلَى الطَّاوِلَةِ لِي. — کتابهایی که روی میزند مال مناند.
فقط بعد از اسم معرفه
فارسی بعد از اسم نکره هم «که» میآورد: «مردی که میخواند». در عربی اگر اسمِ پیش از جمله نکره باشد، اسم موصول اصلاً نمیآید و جمله مستقیم بعد از اسم مینشیند:
| معرفه | نکره |
|---|---|
| رَأَيْتُ الرَّجُلَ الَّذِي يَقْرَأُ. | رَأَيْتُ رَجُلًا يَقْرَأُ. |
| مردی را که میخواند دیدم (مرد مشخص). | مردی را دیدم که میخواند. |
| الْبَيْتُ الَّذِي اشْتَرَيْتُهُ | بَيْتٌ اشْتَرَيْتُهُ |
| خانهای که خریدم (مشخص) | خانهای که خریدم (نامشخص) |
ضمیر عائد
جملهی موصولی معمولاً ضمیری دارد که به اسم برگردد، مگر اینکه اسم فاعلِ همان جمله باشد. اگر این ضمیر مفعولِ مستقیم باشد (قَرَأْتُهُ) میشود آن را حذف کرد؛ بعد از حرف اضافه (فِيهِ، مَعَهُ) همیشه میماند. به آن الْعَائِدُ میگویند. این برای فارسیزبان نیمهآشناست: فارسی هم میگوید «خانهای که در آن زندگی کردم».
- فاعل، بدون ضمیر: الطَّالِبُ الَّذِي يَدْرُسُ — شاگردی که درس میخواند
- مفعول: الْكِتَابُ الَّذِي قَرَأْتُهُ — کتابی که آن را خواندم
- بعد از حرف اضافه: الْبَيْتُ الَّذِي سَكَنْتُ فِيهِ — خانهای که در آن زندگی کردم
- ملکی: الرَّجُلُ الَّذِي سَيَّارَتُهُ أَمَامَ الْبَيْتِ — مردی که ماشینش جلوی خانه است
مَا و مَنْ بدون مرجع
مَا یعنی «آنچه» و مَنْ یعنی «کسی که» و هیچکدام اسمی پیش از خود نمیخواهند:
- قَرَأْتُ مَا كَتَبْتَهُ. — آنچه نوشتی را خواندم.
- أَعْرِفُ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ. — کسی را که آن کار را کرد میشناسم.
نکته برای فارسیزبانان
- «مردی که» را با الَّذِي ترجمه نکن؛ اسم نکره موصول نمیگیرد. ✗ رَأَيْتُ رَجُلًا الَّذِي يَقْرَأُ. / ✓ رَأَيْتُ رَجُلًا يَقْرَأُ.
- فارسیِ گفتاری گاهی «مردی که صحبت کردم» را بدون «باهاش» میگوید، اما در عربی ضمیرِ بعد از حرف اضافه حذف نمیشود. ✗ الرَّجُلُ الَّذِي تَكَلَّمْتُ / ✓ الرَّجُلُ الَّذِي تَكَلَّمْتُ مَعَهُ
- «که» فارسی ثابت است؛ موصول عربی جنس دارد. ✗ الطَّالِبَةُ الَّذِي تَدْرُسُ / ✓ الطَّالِبَةُ الَّتِي تَدْرُسُ
- جمعِ غیرانسان الَّتِي میگیرد. ✗ الْكُتُبُ الَّذِينَ قَرَأْتُهَا / ✓ الْكُتُبُ الَّتِي قَرَأْتُهَا
مکالمهی نمونه
مَنِ الرَّجُلُ الَّذِي يَقِفُ هُنَاكَ؟ — آن مردی که آنجا ایستاده کیست؟
هُوَ الْمُهَنْدِسُ الَّذِي بَنَى الْمَدْرَسَةَ. — همان مهندسی است که مدرسه را ساخت.
وَالْمَرْأَةُ الَّتِي مَعَهُ؟ — و زنی که همراهش است؟
هِيَ الطَّبِيبَةُ الَّتِي تَحَدَّثْتُ مَعَهَا أَمْسِ. — همان خانم دکتری است که دیروز با او صحبت کردم.
أَعْرِفُ مَنْ دَعَاهُمَا. — میدانم چه کسی آن دو را دعوت کرده.