سه حالت، دو دسته پایانی
فارسی نقش اسم را فقط با «را» و ترتیب کلمهها نشان میدهد. اسم عربی در آخرش مصوتی کوتاه دارد که نقشش را در جمله میگوید. اسم معرفه یک حرکت میگیرد و اسم نکره همان حرکت را دوتایی، یعنی تنوین:
| حالت | معرفه | نکره | نمونه |
|---|---|---|---|
| مرفوع | ـُ | ـٌ | الْكِتَابُ / كِتَابٌ |
| منصوب | ـَ | ـً | الْكِتَابَ / كِتَابًا |
| مجرور | ـِ | ـٍ | الْكِتَابِ / كِتَابٍ |
چه چیزی هر حالت را میسازد
| حالت | کاربرد | نمونه |
|---|---|---|
| مرفوع | مبتدا و خبر جملهی اسمیه | الْبَيْتُ كَبِيرٌ. |
| فاعل فعل | كَتَبَ الطَّالِبُ. | |
| منصوب | مفعول فعل | قَرَأْتُ الْكِتَابَ. |
| خبر كَانَ | كَانَ الْجَوُّ جَمِيلًا. | |
| اسم إِنَّ | إِنَّ الطَّقْسَ جَمِيلٌ. | |
| قیدها و مفعول مطلق | شُكْرًا، جِدًّا، غَدًا، كَثِيرًا | |
| مجرور | بعد از هر حرف اضافه | فِي الْبَيْتِ |
| مضافالیه | بَابُ الْبَيْتِ |
قیدهای فارسیِ «جداً»، «مثلاً»، «فوراً» و «اتفاقاً» همه همین منصوبهای عربیاند.
الف تنوین نصب
تنوین نصبِ نکره روی الفی اضافه نوشته میشود: كِتَابًا، طَالِبًا، شُكْرًا. این الف فقط قرارداد املایی است.
بعد از ة و بعد از همزهای که خودش پس از الف آمده، الف نوشته نمیشود: مُعَلِّمَةً، مَسَاءً، بِنَاءً.
کلمههایی که تنوین نمیگیرند
بعضی اسمها مَمْنُوعٌ مِنَ الصَّرْفِ (غیرمنصرف) هستند. اصلاً تنوین نمیگیرند و در حالت جر بهجای کسره فتحه دارند. بسیاری از نامهای خاص (أَحْمَدُ، عُمَرُ، مِصْرُ)، وزن تفضیلی (أَكْبَرُ) و جمعهای مکسری مثل مَدَارِسُ، مَفَاتِيحُ از این گروهاند:
- ذَهَبْتُ إِلَى مِصْرَ. — به مصر رفتم.
- فِي مَدَارِسَ كَثِيرَةٍ — در مدرسههای بسیار
- رَأَيْتُ أَحْمَدَ. — احمد را دیدم.
همین که چنین کلمهای ال بگیرد یا مضاف شود، دوباره عادی رفتار میکند: فِي الْمَدَارِسِ.
اعراب در گفتار
در گفتار معمولی حرکت کوتاه آخر در پایان عبارت خوانده نمیشود. به این وقف میگویند: قَرَأْتُ الْكِتَابْ. الف تنوین نصب اما «ـا» خوانده میشود: شُكْرًا میشود «شکرا».
نکته برای فارسیزبانان
- «را»ی فارسی فقط با مفعول معرفه میآید، اما در عربی مفعولِ نکره هم منصوب است. ✗ قَرَأْتُ كِتَابٌ. / ✓ قَرَأْتُ كِتَابًا.
- فارسی «نسبتاً» و «حقیقتاً» را با «تاً» مینویسد. در عربی ة میماند و الف نمیگیرد. ✗ نِسْبَتًا / ✓ نِسْبَةً
- نامهای خاص در فارسی پایانی ندارند، اما بسیاری از آنها در عربی غیرمنصرفاند؛ به اینها تنوین اضافه نکن. ✗ ذَهَبْتُ إِلَى مِصْرٍ. / ✓ ذَهَبْتُ إِلَى مِصْرَ.
- قیدها و کلمههایی مثل «شکراً» منصوباند، همانطور که «جداً» در فارسی نشان میدهد. ✗ شُكْرٌ / ✓ شُكْرًا
مکالمهی نمونه
مَاذَا قَرَأْتَ؟ — چه خواندی؟
قَرَأْتُ كِتَابًا عَنْ مِصْرَ. — کتابی دربارهی مصر خواندم.
وَهَلْ كَانَ مُفِيدًا؟ — مفید بود؟
نَعَمْ، شُكْرًا عَلَى التَّوْصِيَةِ. — بله، ممنون از پیشنهادت.
الْكِتَابُ فِي الْمَكْتَبَةِ أَيْضًا. — این کتاب در کتابخانه هم هست.