پیشوند برای شخص، پسوند برای شمار و جنس
فارسی شخص را با شناسهی آخر فعل نشان میدهد: «مینویسم، مینویسی». مضارع عربی ستاک فعل را از دو طرف میگیرد: پیشوند (أ، تـ، يـ، نـ) شخص را میگوید و پسوند شمار و جنس را. شکلی که در فرهنگ لغت میآید ماضیِ سومشخص مذکر است؛ پس كَتَبَ (نوشت) میشود يَكْتُبُ (مینویسد).
| ضمیر | فعل | معنی |
|---|---|---|
| أَنَا | أَكْتُبُ | مینویسم |
| أَنْتَ | تَكْتُبُ | مینویسی (مرد) |
| أَنْتِ | تَكْتُبِينَ | مینویسی (زن) |
| هُوَ | يَكْتُبُ | مینویسد (مرد) |
| هِيَ | تَكْتُبُ | مینویسد (زن) |
| نَحْنُ | نَكْتُبُ | مینویسیم |
| أَنْتُمْ | تَكْتُبُونَ | مینویسید (مردان، مختلط) |
| أَنْتُنَّ | تَكْتُبْنَ | مینویسید (زنان) |
| هُمْ | يَكْتُبُونَ | مینویسند (مردان، مختلط) |
| هُنَّ | يَكْتُبْنَ | مینویسند (زنان) |
در فعلهای سادهی سهحرفی مصوت پیشوند فتحه است و حرف اول ستاک ساکن: يَـ و كْتُـ و بُ. دقت کن که تَكْتُبُ هم «مینویسی (مرد)» است و هم «مینویسد (زن)»؛ بافت یا ضمیر روشن میکند.
مصوت ستاک را باید حفظ کرد
این را از فارسی میشناسی: از «نوشت» نمیشود «نویس» را حدس زد و هر فعل را با دو ستاکش حفظ میکنی. در فعلهای سهحرفی عربی هم مصوت وسطِ مضارع یکی از سه مصوت است و از ماضی پیدا نیست:
| ماضی | مضارع | معنی |
|---|---|---|
| كَتَبَ | يَكْتُبُ (ضمه) | نوشتن |
| دَرَسَ | يَدْرُسُ (ضمه) | درس خواندن |
| جَلَسَ | يَجْلِسُ (کسره) | نشستن |
| فَتَحَ | يَفْتَحُ (فتحه) | باز کردن |
| شَرِبَ | يَشْرَبُ (فتحه) | نوشیدن |
| ذَهَبَ | يَذْهَبُ (فتحه) | رفتن |
یک زمان برای «میخوانم» و «دارم میخوانم»
أَدْرُسُ الْعَرَبِيَّةَ. هم «عربی میخوانم» است و هم «دارم عربی میخوانم». عربی معادلی برای «دارم» ندارد.
- هِيَ تَشْرَبُ الْقَهْوَةَ. — قهوه مینوشد / دارد قهوه مینوشد.
- نَحْنُ نَدْرُسُ فِي الْجَامِعَةِ. — در دانشگاه درس میخوانیم.
- هُمْ يَذْهَبُونَ إِلَى السُّوقِ. — دارند به بازار میروند.
ضمیر مثل فارسی معمولاً حذف میشود، چون پیشوند شخص را نشان میدهد: أَدْرُسُ الْعَرَبِيَّةَ.
نکته برای فارسیزبانان
- «مینویسد» در فارسی برای مرد و زن یکی است. در عربی «او»ی زن پیشوند تـ میگیرد. ✗ هِيَ يَكْتُبُ. / ✓ هِيَ تَكْتُبُ.
- «مینویسی» برای زن پسوند دارد. ✗ أَنْتِ تَكْتُبُ. / ✓ أَنْتِ تَكْتُبِينَ.
- فعل فارسی آخر جمله است؛ در عربی فعل معمولاً پیش از مفعول میآید. ✗ أَنَا الْعَرَبِيَّةَ أَدْرُسُ. / ✓ أَدْرُسُ الْعَرَبِيَّةَ.
- «دارم» را ترجمه نکن. ✗ عِنْدِي أَكْتُبُ. / ✓ أَكْتُبُ.
مکالمهی نمونه
مَاذَا تَفْعَلُ؟ — چه کار میکنی؟
أَدْرُسُ الْعَرَبِيَّةَ. — دارم عربی میخوانم.
وَأُخْتُكَ؟ مَاذَا تَفْعَلُ هِيَ؟ — خواهرت چی؟ او چه کار میکند؟
هِيَ تَقْرَأُ كِتَابًا فِي غُرْفَتِهَا. — دارد در اتاقش کتاب میخواند.
وَالْأَوْلَادُ يَلْعَبُونَ فِي الْحَدِيقَةِ. — پسرها هم در باغ بازی میکنند.