دو نوع جمله، دو نوع نفی
این تقسیم برای فارسیزبان غریب نیست. فارسی هم فعل را با «نـ» منفی میکند («نمیدانم») و جملهی اسمی را با «نیست» («دانشجو نیستم»). عربی هم همینطور انتخاب میکند:
- جملهای که فعل مضارع دارد: لَا
- جملهای که فعل ندارد (جملهی اسمیه): لَيْسَ
لَا و فعل مضارع
لَا کلمهای جداست که درست پیش از فعل میآید و چیز دیگری عوض نمیشود:
- لَا أَعْرِفُ. — نمیدانم.
- لَا يَسْكُنُ هُنَا. — اینجا زندگی نمیکند.
- هِيَ لَا تَشْرَبُ الْقَهْوَةَ. — او قهوه نمینوشد.
- لَا نَذْهَبُ إِلَى السُّوقِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ. — جمعهها به بازار نمیرویم.
لَيْسَ برای جملهی بدون فعل
لَيْسَ همان «نیست» است و مثل «نیستم، نیستی» صرف میشود:
| ضمیر | شکل | معنی |
|---|---|---|
| أَنَا | لَسْتُ | نیستم |
| أَنْتَ | لَسْتَ | نیستی (مرد) |
| أَنْتِ | لَسْتِ | نیستی (زن) |
| هُوَ | لَيْسَ | نیست (مرد) |
| هِيَ | لَيْسَتْ | نیست (زن) |
| نَحْنُ | لَسْنَا | نیستیم |
| أَنْتُمْ | لَسْتُمْ | نیستید |
| هُمْ | لَيْسُوا | نیستند (مردان) |
| هُنَّ | لَسْنَ | نیستند (زنان) |
خبر منصوب میشود
بعد از لَيْسَ خبر حالت نصب میگیرد: تنوین فتحه، روی الفِ اضافه، مگر کلمه به ة ختم شود.
| مثبت | منفی |
|---|---|
| أَنَا طَالِبٌ. دانشجو هستم. | لَسْتُ طَالِبًا. دانشجو نیستم. |
| هِيَ مُعَلِّمَةٌ. معلم است. | لَيْسَتْ مُعَلِّمَةً. معلم نیست. |
| الْبَيْتُ كَبِيرٌ. خانه بزرگ است. | لَيْسَ الْبَيْتُ كَبِيرًا. خانه بزرگ نیست. |
| هُمْ مُهَنْدِسُونَ. مهندساند. | لَيْسُوا مُهَنْدِسِينَ. مهندس نیستند. |
برای منفی کردن یک صفت درون ترکیب غَيْرُ میآید، درست مثل «غیر» در فارسی («غیرواضح»): كَلَامٌ غَيْرُ وَاضِحٍ سخنِ نامفهوم. تفاوتش این است که در عربی کلمهی بعد از غَيْرُ مجرور است.
نکته برای فارسیزبانان
- «نه» فارسی را جای «نیست» نگذار. لَا با جملهی بدون فعل نمیآید. ✗ أَنَا لَا طَالِبٌ. / ✓ لَسْتُ طَالِبًا.
- «نیست» فارسی خبر را عوض نمیکند، لَيْسَ میکند. ✗ لَسْتُ طَالِبٌ. / ✓ لَسْتُ طَالِبًا.
- «نیست» در فارسی آخر جمله است؛ لَيْسَ اول یا بعد از مبتدا میآید، هرگز آخر. ✗ الْبَيْتُ كَبِيرًا لَيْسَ. / ✓ لَيْسَ الْبَيْتُ كَبِيرًا.
- لَيْسَ خودش شخص را دارد؛ فعل دیگری لازم نیست. ✗ لَيْسَ هُوَ يَكُونُ طَالِبًا. / ✓ لَيْسَ طَالِبًا.
مکالمهی نمونه
هَلْ أَنْتَ مُعَلِّمٌ؟ — تو معلمی؟
لَا، لَسْتُ مُعَلِّمًا. أَنَا طَالِبٌ. — نه، معلم نیستم. دانشجو هستم.
وَهَلْ تَسْكُنُ هُنَا؟ — اینجا زندگی میکنی؟
لَا، لَا أَسْكُنُ هُنَا. — نه، اینجا زندگی نمیکنم.
وَأُخْتُكَ؟ — خواهرت چی؟
لَيْسَتْ فِي الْمَدِينَةِ الْآنَ. — الان در شهر نیست.