حال فعل ربطی ندارد، گذشته دارد
أَنَا طَالِبٌ. فعل نمیخواهد. برای اینکه همین جمله را به گذشته ببری، كَانَ را اضافه میکنی، درست همان کاری که «بودم» در فارسی میکند:
- أَنَا طَالِبٌ. — دانشجو هستم.
- كُنْتُ طَالِبًا. — دانشجو بودم.
| ضمیر | شکل | معنی |
|---|---|---|
| أَنَا | كُنْتُ | بودم |
| أَنْتَ | كُنْتَ | بودی (مرد) |
| أَنْتِ | كُنْتِ | بودی (زن) |
| هُوَ | كَانَ | بود (مرد) |
| هِيَ | كَانَتْ | بود (زن) |
| نَحْنُ | كُنَّا | بودیم |
| أَنْتُمْ | كُنْتُمْ | بودید |
| هُمْ | كَانُوا | بودند (مردان) |
| هُنَّ | كُنَّ | بودند (زنان) |
وقتی پسوندی که با صامت شروع میشود اضافه شود، الفِ بلند به ضمه کوتاه میشود. مضارعِ يَكُونُ وجود دارد، اما برای آینده و بعد از أَنْ به کار میرود، نه برای «است»: سَيَكُونُ الطَّقْسُ جَمِيلًا. — هوا خوب خواهد بود.
خبر منصوب میشود
كَانَ مبتدا را مرفوع باقی میگذارد و خبر را منصوب میکند:
| حال | گذشته |
|---|---|
| الْجَوُّ جَمِيلٌ. هوا خوب است. | كَانَ الْجَوُّ جَمِيلًا. |
| الْبَيْتُ كَبِيرٌ. خانه بزرگ است. | كَانَ الْبَيْتُ كَبِيرًا. |
| هِيَ مُعَلِّمَةٌ. او معلم است. | كَانَتْ مُعَلِّمَةً. |
| هُمْ مُهَنْدِسُونَ. آنها مهندساند. | كَانُوا مُهَنْدِسِينَ. |
خواهران كَانَ
همین الگو با معناهای دیگر:
| فعل | معنی | نمونه |
|---|---|---|
| أَصْبَحَ | شدن | أَصْبَحَ الْجَوُّ بَارِدًا. هوا سرد شد. |
| صَارَ | شدن | صَارَ مُهَنْدِسًا. مهندس شد. |
| مَا زَالَ | هنوز ... بودن | مَا زَالَ الطَّقْسُ حَارًّا. هوا هنوز گرم است. |
| لَيْسَ | نبودن | لَيْسَ الْبَيْتُ كَبِيرًا. خانه بزرگ نیست. |
كَانَ و فعل مضارع: ماضی استمراری
فارسی «درس میخواندم» را از ستاک گذشته و «می» میسازد. عربی كَانَ را با فعل مضارع میآورد:
- كُنْتُ أَدْرُسُ فِي الْجَامِعَةِ. — در دانشگاه درس میخواندم.
- كَانَتْ تَعْمَلُ فِي الْمُسْتَشْفَى. — در بیمارستان کار میکرد.
- كَانُوا يَلْعَبُونَ كُلَّ يَوْمٍ. — هر روز بازی میکردند.
هر دو فعل با یک فاعل مطابقت میکنند.
نکته برای فارسیزبانان
- «بودم» در فارسی خبر را عوض نمیکند؛ كَانَ خبر را منصوب میکند. ✗ كَانَ الْجَوُّ جَمِيلٌ. / ✓ كَانَ الْجَوُّ جَمِيلًا.
- «بود» فارسی جنس ندارد. ✗ كَانَ لَيْلَى مُعَلِّمَةً. / ✓ كَانَتْ لَيْلَى مُعَلِّمَةً.
- «میخواندم» از ستاک گذشته ساخته میشود، اما در عربی فعل دوم مضارع است. ✗ كُنْتُ دَرَسْتُ. / ✓ كُنْتُ أَدْرُسُ.
- «بود» فارسی آخر جمله است؛ كَانَ اول جمله یا بعد از مبتدا میآید. ✗ الْجَوُّ جَمِيلًا كَانَ. / ✓ كَانَ الْجَوُّ جَمِيلًا.
مکالمهی نمونه
أَيْنَ كُنْتَ أَمْسِ؟ — دیروز کجا بودی؟
كُنْتُ فِي الْمَكْتَبَةِ. كُنْتُ أَدْرُسُ. — در کتابخانه بودم. درس میخواندم.
وَكَيْفَ كَانَ الْجَوُّ؟ — هوا چطور بود؟
كَانَ بَارِدًا فِي الصَّبَاحِ ثُمَّ أَصْبَحَ جَمِيلًا. — صبح سرد بود و بعد خوب شد.
أُمِّي كَانَتْ مُعَلِّمَةً هُنَاكَ. — مادرم آنجا معلم بود.