Langrit شروع دورهٔ آزمایشی رایگان

← همهٔ درس‌های گرامر عربی

«بود» در عربی (كان و أخواتها)

درس رایگان گرامر عربی به فارسی · A2

حال فعل ربطی ندارد، گذشته دارد

أَنَا طَالِبٌ. فعل نمی‌خواهد. برای اینکه همین جمله را به گذشته ببری، كَانَ را اضافه می‌کنی، درست همان کاری که «بودم» در فارسی می‌کند:

  • أَنَا طَالِبٌ. — دانشجو هستم.
  • كُنْتُ طَالِبًا. — دانشجو بودم.
ضمیر شکل معنی
أَنَا كُنْتُ بودم
أَنْتَ كُنْتَ بودی (مرد)
أَنْتِ كُنْتِ بودی (زن)
هُوَ كَانَ بود (مرد)
هِيَ كَانَتْ بود (زن)
نَحْنُ كُنَّا بودیم
أَنْتُمْ كُنْتُمْ بودید
هُمْ كَانُوا بودند (مردان)
هُنَّ كُنَّ بودند (زنان)

وقتی پسوندی که با صامت شروع می‌شود اضافه شود، الفِ بلند به ضمه کوتاه می‌شود. مضارعِ يَكُونُ وجود دارد، اما برای آینده و بعد از أَنْ به کار می‌رود، نه برای «است»: سَيَكُونُ الطَّقْسُ جَمِيلًا. — هوا خوب خواهد بود.

خبر منصوب می‌شود

كَانَ مبتدا را مرفوع باقی می‌گذارد و خبر را منصوب می‌کند:

حال گذشته
الْجَوُّ جَمِيلٌ. هوا خوب است. كَانَ الْجَوُّ جَمِيلًا.
الْبَيْتُ كَبِيرٌ. خانه بزرگ است. كَانَ الْبَيْتُ كَبِيرًا.
هِيَ مُعَلِّمَةٌ. او معلم است. كَانَتْ مُعَلِّمَةً.
هُمْ مُهَنْدِسُونَ. آن‌ها مهندس‌اند. كَانُوا مُهَنْدِسِينَ.

خواهران كَانَ

همین الگو با معناهای دیگر:

فعل معنی نمونه
أَصْبَحَ شدن أَصْبَحَ الْجَوُّ بَارِدًا. هوا سرد شد.
صَارَ شدن صَارَ مُهَنْدِسًا. مهندس شد.
مَا زَالَ هنوز ... بودن مَا زَالَ الطَّقْسُ حَارًّا. هوا هنوز گرم است.
لَيْسَ نبودن لَيْسَ الْبَيْتُ كَبِيرًا. خانه بزرگ نیست.

كَانَ و فعل مضارع: ماضی استمراری

فارسی «درس می‌خواندم» را از ستاک گذشته و «می» می‌سازد. عربی كَانَ را با فعل مضارع می‌آورد:

  • كُنْتُ أَدْرُسُ فِي الْجَامِعَةِ. — در دانشگاه درس می‌خواندم.
  • كَانَتْ تَعْمَلُ فِي الْمُسْتَشْفَى. — در بیمارستان کار می‌کرد.
  • كَانُوا يَلْعَبُونَ كُلَّ يَوْمٍ. — هر روز بازی می‌کردند.

هر دو فعل با یک فاعل مطابقت می‌کنند.

نکته برای فارسی‌زبانان

  • «بودم» در فارسی خبر را عوض نمی‌کند؛ كَانَ خبر را منصوب می‌کند. ✗ كَانَ الْجَوُّ جَمِيلٌ. / ✓ كَانَ الْجَوُّ جَمِيلًا.
  • «بود» فارسی جنس ندارد. ✗ كَانَ لَيْلَى مُعَلِّمَةً. / ✓ كَانَتْ لَيْلَى مُعَلِّمَةً.
  • «می‌خواندم» از ستاک گذشته ساخته می‌شود، اما در عربی فعل دوم مضارع است. ✗ كُنْتُ دَرَسْتُ. / ✓ كُنْتُ أَدْرُسُ.
  • «بود» فارسی آخر جمله است؛ كَانَ اول جمله یا بعد از مبتدا می‌آید. ✗ الْجَوُّ جَمِيلًا كَانَ. / ✓ كَانَ الْجَوُّ جَمِيلًا.

مکالمه‌ی نمونه

أَيْنَ كُنْتَ أَمْسِ؟ — دیروز کجا بودی؟
كُنْتُ فِي الْمَكْتَبَةِ. كُنْتُ أَدْرُسُ. — در کتابخانه بودم. درس می‌خواندم.
وَكَيْفَ كَانَ الْجَوُّ؟ — هوا چطور بود؟
كَانَ بَارِدًا فِي الصَّبَاحِ ثُمَّ أَصْبَحَ جَمِيلًا. — صبح سرد بود و بعد خوب شد.
أُمِّي كَانَتْ مُعَلِّمَةً هُنَاكَ. — مادرم آنجا معلم بود.

می‌خواهید در ذهنتان بماند؟ آزمون تعاملی را بدهید و این ساختار را با تکرار فاصله‌دار تمرین کنید.

تمرین رایگان این مبحث

درس‌های بیشتر گرامر عربی