آینده: مضارع با سَـ
عربی زمان آیندهی جداگانه، مثل «خواهم رفت»، ندارد. سَـ را پیش از فعل مضارع میگذاری و به آن میچسبانی:
- سَأَذْهَبُ إِلَى السُّوقِ. — به بازار خواهم رفت.
- سَتَدْرُسُ لَيْلَى غَدًا. — لیلا فردا درس خواهد خواند.
- سَنُسَافِرُ فِي الصَّيْفِ. — تابستان سفر خواهیم کرد.
سَوْفَ کلمهای جدا با همان معناست، کمی مؤکدتر یا برای آیندهی دورتر: سَوْفَ نَرَى. — خواهیم دید.
منفی آینده: لَنْ و مضارع منصوب
فارسی همهی زمانها را با همان «نـ» منفی میکند: «نمیروم»، «نرفتم»، «نخواهم رفت». عربی برای هر زمان ادات دیگری دارد و شکل فعل را هم عوض میکند.
لَنْ جای سَـ را میگیرد و فعل را منصوب میکند: ضمهی آخر فتحه میشود.
| مثبت | منفی |
|---|---|
| سَأَذْهَبُ خواهم رفت | لَنْ أَذْهَبَ نخواهم رفت |
| سَيَكْتُبُ خواهد نوشت | لَنْ يَكْتُبَ نخواهد نوشت |
| سَتَدْرُسُ (او، زن) خواهد خواند | لَنْ تَدْرُسَ نخواهد خواند |
شکلهایی که به ـُونَ یا ـِينَ ختم میشوند بهجای آن ن را از دست میدهند: يَذْهَبُونَ ← لَنْ يَذْهَبُوا، تَذْهَبِينَ ← لَنْ تَذْهَبِي.
منفی ماضی: لَمْ و مضارع مجزوم
راه معمول برای «نرفتم» منفی کردن خود ماضی نیست. لَمْ میآید و بعدش فعل مضارع در حالت مجزوم، یعنی با سکون در آخر:
| ماضی | منفی |
|---|---|
| ذَهَبْتُ رفتم | لَمْ أَذْهَبْ نرفتم |
| كَتَبَ نوشت | لَمْ يَكْتُبْ ننوشت |
| دَرَسَتْ (او، زن) خواند | لَمْ تَدْرُسْ نخواند |
| ذَهَبُوا رفتند | لَمْ يَذْهَبُوا نرفتند |
مَا با خود ماضی (مَا ذَهَبْتُ) هم همین معنی را دارد. این شکل هم فصیح است، اما در نوشتار لَمْ رایجتر است؛ در گفتار بیشتر کشورهای عربی شکل رایج همین است.
شش جمله کنار هم
- أَذْهَبُ. — میروم.
- لَا أَذْهَبُ. — نمیروم.
- سَأَذْهَبُ. — خواهم رفت.
- لَنْ أَذْهَبَ. — نخواهم رفت.
- ذَهَبْتُ. — رفتم.
- لَمْ أَذْهَبْ. — نرفتم.
نکته برای فارسیزبانان
- «نرفتم» را با لَا و ماضی نساز. ✗ لَا ذَهَبْتُ. / ✓ لَمْ أَذْهَبْ.
- بعد از لَمْ فعل مضارع میآید، نه ماضی، هرچند معنی گذشته است. ✗ لَمْ ذَهَبْتُ. / ✓ لَمْ أَذْهَبْ.
- «نخواهم رفت» منفیِ سَـ نیست؛ لَنْ جای آن را میگیرد و فعل فتحه میگیرد. ✗ لَا سَأَذْهَبُ. / ✗ لَنْ أَذْهَبُ. / ✓ لَنْ أَذْهَبَ.
- سَـ یک حرف است، نه کلمهی جدا. ✗ سَ أَذْهَبُ / ✓ سَأَذْهَبُ
مکالمهی نمونه
هَلْ سَتَذْهَبُ إِلَى الْحَفْلَةِ؟ — به جشن میروی؟
لَا، لَنْ أَذْهَبَ. عِنْدِي عَمَلٌ. — نه، نمیروم. کار دارم.
وَلِمَاذَا لَمْ تَأْتِ أَمْسِ؟ — دیروز چرا نیامدی؟
لَمْ أَسْمَعْ عَنِ الْمَوْعِدِ. — از قرار خبر نداشتم.
سَأُخْبِرُكَ فِي الْمَرَّةِ الْقَادِمَةِ. — دفعهی بعد خبرت میکنم.