ساخت: haber + اسم مفعول
این زمان از حال فعل haber و اسم مفعول ساخته میشود و به ماضی نقلی فارسی («دیدهام»، «رفتهای») نزدیک است.
| شخص | haber | + اسم مفعول |
|---|---|---|
| yo | he | hablado |
| tú | has | comido |
| él / ella / usted | ha | vivido |
| nosotros/-as | hemos | trabajado |
| vosotros/-as (اسپانیا) | habéis | bebido |
| ellos / ellas / ustedes | han | salido |
اسم مفعول در فعلهای -ar با -ado و در -er و -ir با -ido ساخته میشود. اگر ستاک به مصوت قوی ختم شود، í تکیهنگار میگیرد: leer → leído، oír → oído، traer → traído.
اسم مفعولهای بیقاعده
| مصدر | اسم مفعول | مصدر | اسم مفعول |
|---|---|---|---|
| hacer | hecho | poner | puesto |
| decir | dicho | volver | vuelto |
| ver | visto | abrir | abierto |
| escribir | escrito | romper | roto |
| morir | muerto | cubrir | cubierto |
فعلهای مشتق هم همین شکل را دارند: describir → descrito، devolver → devuelto.
میان haber و اسم مفعول چیزی نمیآید
این دو کلمه به هم جوش خوردهاند. نفی و ضمیر پیش از haber میآیند و قید یا پیش از haber یا بعد از اسم مفعول.
- No he terminado. — تمام نکردهام.
- Lo he visto esta mañana. — امروز صبح دیدمش.
- Siempre he querido ir a Perú. — همیشه دلم خواسته به پرو بروم.
اسم مفعول بعد از haber هیچوقت مطابقت نمیکند: Las cartas, las he escrito hoy (نه escritas).
کاربرد
با زمانی که هنوز تمام نشده: hoy، esta mañana، esta semana، este año، و با ya (دیگر، قبلاً)، todavía no (هنوز نه)، nunca، alguna vez (تا حالا).
- Hoy he dormido mal. — امروز بد خوابیدم.
- ¿Has estado alguna vez en México? — تا حالا مکزیک بودهای؟
- Todavía no hemos comido. — هنوز غذا نخوردهایم.
در اسپانیا این زمان همیشه به کار میرود. در بیشتر آمریکای لاتین گذشتهی ساده همین کار را میکند: ¿Ya comiste? بهجای ¿Ya has comido? هر دو در منطقهی خودشان درستاند.
نکته برای فارسیزبانان
- «تا حالا مکزیک رفتهای؟» و «هنوز نخوردهام» در فارسی هم ماضی نقلیاند، پس کاربرد برایت آشناست. تفاوت در نفی است: فارسی «نـ» را به خود اسم مفعول میچسباند («ندیدهام»)، اما در اسپانیایی no پیش از haber میآید: ✗ He no visto la película. / ✓ No he visto la película.
- ضمیر مفعولی هم مثل «دیدهامش» آخر نمیآید: ✗ He visto lo. / ✗ He lo visto. / ✓ Lo he visto.- haber به معنی «داشتن» نیست: ✗ He un coche nuevo. / ✓ Tengo un coche nuevo.
مکالمهی نمونه
¿Has visto a Luis hoy? — امروز لوئیس را دیدهای؟
No, todavía no ha llegado. — نه، هنوز نرسیده.
Qué raro. Le he escrito dos mensajes esta mañana. — عجیب است. امروز صبح دو پیام برایش نوشتهام.
Esta semana ha tenido mucho trabajo. — این هفته کارش خیلی زیاد بوده.
Ya lo he entendido. Lo llamo mañana. — فهمیدم. فردا زنگ میزنم بهش.