دو جنس، بدون خنثی
در عربی هر اسمی یا مذکر است یا مؤنث؛ نه فقط آدمها، اشیا هم. کتاب مذکر است و ماشین مؤنث. این برای فارسیزبان تازه است، چون در فارسی «بزرگ» برای خانه و شهر یکی است. در عربی صفت، فعل و ضمیر از جنس اسم پیروی میکنند:
- الْبَيْتُ كَبِيرٌ. — خانه بزرگ است. (مذکر)
- الْمَدِينَةُ كَبِيرَةٌ. — شهر بزرگ است. (مؤنث)
مذکر شکل اصلی است و نشانهی خاصی ندارد.
نشانهی اصلی مؤنث: ة
بیشتر اسمهای مؤنث به ة ختم میشوند. برای آدمها معمولاً مؤنث را با افزودن ة به مذکر میسازند:
| مذکر | مؤنث | معنی |
|---|---|---|
| طَالِبٌ | طَالِبَةٌ | دانشجو، شاگرد |
| مُعَلِّمٌ | مُعَلِّمَةٌ | معلم |
| مُهَنْدِسٌ | مُهَنْدِسَةٌ | مهندس |
| صَدِيقٌ | صَدِيقَةٌ | دوست |
| كَبِيرٌ | كَبِيرَةٌ | بزرگ (صفت) |
بسیاری از اشیایی که ة دارند هم مؤنثاند: سَيَّارَةٌ ماشین، مَدْرَسَةٌ مدرسه، غُرْفَةٌ اتاق، مَدِينَةٌ شهر. یک راهنمای کاربردی برای فارسیزبان: کلمهی عربیِ فارسی که به «ـه» ختم میشود (مدرسه، جمله، قاعده) در عربی تقریباً همیشه ة دارد. بسیاری از کلمههایی هم که فارسی با «ت» مینویسد در عربی ة دارند و مؤنثاند: ساعت سَاعَةٌ، دولت دَوْلَةٌ، حکومت حُكُومَةٌ.
مؤنثهای بدون ة
۱. مؤنث از روی معنی. بعضی کلمهها چون برای زناند مؤنثاند، و بعضی جفتها دو کلمهی کاملاً متفاوتاند:
| مذکر | مؤنث |
|---|---|
| أَبٌ پدر | أُمٌّ مادر |
| أَخٌ برادر | أُخْتٌ خواهر |
| وَلَدٌ پسر | بِنْتٌ دختر |
| رَجُلٌ مرد | امْرَأَةٌ زن |
۲. مؤنث از روی کاربرد. چند اسم پرکاربرد بدون هیچ نشانهای مؤنثاند و باید آنها را حفظ کرد:
- شَمْسٌ خورشید، أَرْضٌ زمین، نَارٌ آتش، دَارٌ خانه، حَرْبٌ جنگ
- اعضای جفت بدن: يَدٌ دست، عَيْنٌ چشم، رِجْلٌ پا، أُذُنٌ گوش
- بیشتر نام کشورها و شهرها: مِصْرُ، دِمَشْقُ
۳. نشانههای دیگر. کمتر، ـَى و ـَاءُ نشانهی مؤنثاند: ذِكْرَى خاطره، صَحْرَاءُ صحرا.
مذکرهایی که شبیه مؤنثاند
چند نام مردانه به ة ختم میشوند و مذکر میمانند: حَمْزَةُ، أُسَامَةُ. پس ة نشانهی قوی است، نه تضمین؛ فرهنگ لغت جنس را وقتی روشن نیست ذکر میکند.
نکته برای فارسیزبانان
- فارسی جنس دستوری ندارد، برای همین فارسیزبانها صفت مذکر را برای همهچیز میآورند. ✗ الشَّمْسُ كَبِيرٌ. / ✓ الشَّمْسُ كَبِيرَةٌ. هر اسم را با جنسش حفظ کن.
- در فارسی «خانم معلم» میگوییم و خود «معلم» عوض نمیشود. در عربی زن شکل مؤنث میخواهد. ✗ هِيَ مُعَلِّمٌ. / ✓ هِيَ مُعَلِّمَةٌ.
- «امت» در فارسی از أُمَّةٌ میآید و یعنی ملت؛ «مادر» أُمٌّ است و ة نمیگیرد. ✗ أُمَّةٌ برای مادر / ✓ أُمٌّ. همینطور ✗ بِنْتَةٌ / ✓ بِنْتٌ.
- «ت» فارسی را در عربی تای معمولی ننویس. ✗ حُكُومَتٌ / ✓ حُكُومَةٌ
مکالمهی نمونه
هَلْ أَنْتِ طَالِبَةٌ؟ — تو دانشجو هستی؟ (به زن)
لَا، أَنَا مُهَنْدِسَةٌ. وَأَنْتَ؟ — نه، من مهندس هستم. تو چی؟
أَنَا مُعَلِّمٌ، وَأُمِّي مُعَلِّمَةٌ أَيْضًا. — من معلم هستم و مادرم هم معلم است.
هَلِ الْمَدْرَسَةُ قَرِيبَةٌ؟ — مدرسه نزدیک است؟
نَعَمْ، هِيَ قَرِيبَةٌ جِدًّا. — بله، خیلی نزدیک است.