صرف فعل zitten
معنی: نشستن، نشسته بودن · سطح: A1 · باقاعده
زمان حال
| ik | zit |
|---|---|
| jij / je | zit |
| hij / zij / het | zit |
| wij / we | zitten |
| jullie | zitten |
| zij / ze | zitten |
خودتان را در ابزار رایگان صرف فعل بسنجید
این شکلها را با تکرار فاصلهدار تمرین کنید تا بیفکر به زبانتان بیایند.
شروع دورهٔ آزمایشی رایگان