صرف فعل maken
معنی: ساختن، درست کردن · سطح: A1 · باقاعده
زمان حال
| ik | maak |
|---|---|
| jij / je | maakt |
| hij / zij / het | maakt |
| wij / we | maken |
| jullie | maken |
| zij / ze | maken |
نکته: نمونهٔ باقاعده: ریشهٔ «maak» بهعلاوهٔ پایانههای معیار.
خودتان را در ابزار رایگان صرف فعل بسنجید
این شکلها را با تکرار فاصلهدار تمرین کنید تا بیفکر به زبانتان بیایند.
شروع دورهٔ آزمایشی رایگان