صرف فعل try
معنی: سعی کردن، تلاش کردن · سطح: A2 · باقاعده
زمان حال
| I | try |
|---|---|
| you | try |
| he / she / it | tries |
| we | try |
| you (plural) | try |
| they | try |
نکته: صامت + y در سومشخص مفرد به -ies تبدیل میشود: «tries».
خودتان را در ابزار رایگان صرف فعل بسنجید
این شکلها را با تکرار فاصلهدار تمرین کنید تا بیفکر به زبانتان بیایند.
شروع دورهٔ آزمایشی رایگان